در «مردم مشوش» فردریک بکمن، یک اتفاق ظاهرا ساده یک دفعه همه چیز را به هم می ریزد: یک سارق بانک دست و پا چلفتی فرار می کند و سر از یک آپارتمان در می آورد و چند نفر غریبه را گروگان می گیرد. توی این جمع، از زوج بازنشسته ای که مدام با هم کل کل دارند تا رئیس بانک پولداری که همیشه فقط خودش را دیده، از زوج جوانی که نزدیک تولد بچه شان است و حتی روی خاطره هایشان هم توافق ندارند تا پیرزن 87 ساله ای که از بس دنیا دیده دیگر با دیدن تفنگ هم نمی لرزد، همه کنار هم گیر افتاده اند. تازه یک آدم مرموز هم هست که خودش را توی حمام قایم کرده و اوضاع را عجیب تر می کند.
کم کم زیر فشار این موقعیت، ماسک ها می افتد و معلوم می شود هیچ کدام آن چیزی نیستند که اول به نظر می آمدند؛ هر کس یک دنیا زخم، راز، دلخوری و آرزو با خودش آورده است. همزمان که پلیس و رسانه ها بیرون ساختمان را شلوغ کرده اند، داستان مدام مسیر عوض می کند و پیش بینی کردنش سخت می شود. بکمن با دیالوگ های بامزه و تیز، از دل همین آشوب درباره دوستی، بخشش و امید حرف می زند و نشان می دهد گاهی آدم ها درست وسط بدترین لحظه ها، بیشتر از همیشه به نجات و همدلی احتیاج دارند.
| تعداد برگ |
352 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2019 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6226652247 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات