کتاب «بازی آرزوها» اثر مگ شافر یک رمان خیال انگیز و پر از حس و حاله که هم شیرینه و هم کمی رازآلود. داستان درباره لوسی هارت، یه معلم مهربونه که دلش می خواد پسری یتیم به اسم کریستوفر رو به فرزندی بگیره، اما اوضاع مالی و دردسرهای قانونی مدام جلو پاش سنگ می اندازن و آرزوش رو سخت و دور از دسترس می کنن.
از اون طرف جک مسترسون، نویسنده مشهور و گوشه گیر مجموعه «جزیره ساعت»، بعد از سال ها سکوت یه مسابقه عجیب توی جزیره شخصی خودش راه می ندازه؛ مسابقه ای که جایزش نسخه ای خاص و تک از کتاب جدیدشه و می تونه زندگی برنده رو زیر و رو کنه. لوسی که از بچگی با داستان های جک زندگی کرده، این فرصت رو شاید تنها راه رسیدن به آرزوش می بینه. توی این مسیر با معماها و بازی هایی رو به رو می شیم که هم جادویی اند و هم به زخم های پنهان آدم ها گره خوردن، و آخرش یادمون می ندازه بعضی وقت ها یک داستان خوب می تونه امید رو برگردونه.
| تعداد برگ |
336 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2023 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222547325 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
مگ شافر |
| مترجم |
سعیده خاکپور |

دوستش داشتم.
من روزی 20 صفحه می خوندم و برای شروع دوباره مطالعه خوب بود. اگر دنبال داستان پرکشش و پیچیده هستید شاید راضی نشید، ولی برای حال خوب بد نیست.
کتاب ناز و جمع و جور.
سه شب پشت سر هم خوندم و حالم بهتر شد. فضای داستان گرم و ساده است و برای کسی که دنبال یک کتاب سبک و امیدوارکننده است انتخاب خوبیه.
راستش انتظارم بیشتر بود و بعضی بخش ها خیلی سر هم بندی شده به نظر می رسید. با این حال چند جمله اش واقعا به دلم نشست.
من برای هدیه تولد گرفتم و بعدش خودم هم خوندم. پیام های مثبت و قابل لمس داره، فقط پایانش می تونست قوی تر بسته بشه.
یک روزه تموم شد. سرگرم کننده بود ولی هیجان زیادی نداشت.
بعد از یک هفته شلوغ کاری، تو مترو می خوندمش و واقعا آرومم می کرد. امید دادن و انگیزه اش نقطه قوتشه.
من تعریفش رو زیاد شنیده بودم ولی برام معمولی بود. ایده کلی خوبه اما پرداخت شخصیت ها خیلی عمیق نیست.
دو شب طول کشید بخونمش و برای قبل خواب خیلی خوب بود. نثرش روون و حس و حالش دلنشینه، فقط بعضی جاها تکرار داشت.