ریچل تقریبا هر روز سوار یک قطار مشخص می شود و توی مسیر، از پشت پنجره به خانه های حومه شهر خیره می ماند. یک جایی از مسیر، قطار طوری رد می شود که او می تواند زوجی را ببیند که انگار زندگی شان بی نقص و آرام است. ریچل برایشان اسم هم می گذارد و کم کم حس می کند آن ها را می شناسد، چون آن تصویری که می بیند خیلی شبیه چیزی است که خودش زمانی داشته و حالا از دستش داده است.
اما یک روز، ریچل صحنه ای می بیند که همه چیز را به هم می ریزد. از ترس این که مبادا بی تفاوتی اش باعث بدتر شدن ماجرا شود، تصمیم می گیرد موضوع را به پلیس بگوید، ولی مشکل اینجاست که حرف هایش برای بقیه همیشه قابل اعتماد نیست. همین باعث می شود پای او وسط بازجویی ها و رازهای آدم های مختلف باز شود و کم کم بفهمد حقیقت آن قدرها هم ساده نیست و شاید حضورش اوضاع را پیچیده تر کرده باشد.
| تعداد برگ |
343 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2015 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-600-8211-05-1 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
پائولا هاوکینز |
| مترجم |
علی قانع |

نظرات