ریچل هر روز سوار یک قطار مشخص می شود و مثل یک عادت همیشگی، از پشت شیشه به خانه های حومه شهر زل می زند. توی یکی از همین مسیرها، چشمش به یک زوج می افتد که هر روز صبح روی ایوانشان صبحانه می خورند و از دور همه چیزشان بی نقص به نظر می رسد. ریچل هم توی ذهنش برایشان اسم می گذارد و کم کم حس می کند آن ها را می شناسد؛ انگار زندگی آرامشان همان چیزی است که خودش یک روزی داشته و حالا از دست رفته است.
اما یک روز، ریچل چیزی می بیند که حسابی شوکه اش می کند و بعد از آن دیگر نمی تواند بی خیال ماجرا شود. پای پلیس وسط می آید و ریچل ناخواسته وارد داستانی پر از سوال و سوء ظن می شود؛ چون همه مطمئن نیستند حرف های او چقدر قابل اعتماد است. هرچه جلوتر می رود، مرز بین حقیقت و برداشت های ریچل تارتر می شود و او می فهمد همین کنجکاوی ساده از داخل قطار، می تواند زندگی چند نفر را زیر و رو کند.
| تعداد برگ |
412 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2015 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-964408389-1 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
پائولا هاوکینز |
| مترجم |
مهرآیین اخوت |

نظرات