ریچل هر روز با یک قطار مشخص رفت و آمد می کند و توی مسیر، چشمش به خانه های آرام حومه شهر می افتد. درست در یک نقطه ثابت، قطار کمی مکث می کند و ریچل عادت کرده زندگی یک زوج را از دور تماشا کند؛ زوجی که در ذهنش برایشان اسم گذاشته و فکر می کند همه چیزشان رو به راه است، درست مثل چیزی که خودش زمانی داشت و حالا از دست داده.
اما یک روز از همان پنجره قطار صحنه ای می بیند که حسابی شوکه اش می کند و بعدش دیگر نمی تواند بی خیال ماجرا شود. پای پلیس و بازجویی ها وسط می آید و ریچل کم کم وارد داستان آدم هایی می شود که به آن اتفاق ربط دارند. مشکل اینجاست که همه به خاطرات و حرف های او شک دارند و ریچل هم مطمئن نیست چقدر می تواند روی ذهنش حساب کند. حالا باید دید چیزی که دیده واقعا کلید حل معماست یا فقط اوضاع را بدتر می کند.
| تعداد برگ |
320 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2015 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-005037586-0 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
پائولا هاوکینز |
| مترجم |
محبوبه موسوی |

یک خطی: برای سفر اتوبوس عالی بود، سریع می کشاندت جلو.
تا حدود یک سوم کتاب حوصله ام سر رفت چون خیلی توی ذهن شخصیت ها می رفت. بعدش بهتر شد و معما جمع شد. اگر ریتم تند می خواهید شاید اولش اذیتتان کند.
من شب ها قبل خواب می خواندم و هر فصل کوتاهش باعث می شد ادامه بدهم. فضای روانی و تعلیق عالی بود، ولی چند جا ترجمه اصطلاحات توی ذوق می زد (شاید از چاپی که من داشتم).
من بعد از دیدن فیلم رفتم سراغ کتاب و هنوز ارزشش را داشت چون جزئیات بیشتری دارد. برای کسی که دنبال معما و پیچش داستانی است خوب است، فقط پایان برایم کمی قابل حدس بود.
یک خطی: سرگرم کننده بود ولی شاهکار نه.
سه روزه تمامش کردم چون می خواستم بفهمم واقعیت چی بوده. نقطه قوتش تعلیق و شخصیت پردازی رِیچل است. ایراد کوچک: چند رفتار بعضی شخصیت ها مصنوعی به نظر می رسید.
فضاسازی و بازی با ذهن راوی ها خیلی خوب بود و موضوع اعتیاد به الکل را واقعی نشان می داد. اما بعضی سر نخ ها مثل کپه لباس کنار ریل برایم دیر جمع بندی شد.
برای رفت و آمد مترو می خواندم، هر بار 20 دقیقه. شروعش کند بود ولی از نیمه به بعد تند و جذاب شد. اگر تریلر روان می خواهید انتخاب بدی نیست.
من دو شب پشت سر هم خوندمش و واقعا کشش داشت. روایت چند نفره باعث شد هی نظرم عوض شود و آخرش غافلگیر شدم. فقط چند جا تاریخ ها و رفت و برگشت ها گیج کننده بود.