کتاب «آخرین باری که می گوییم خداحافظ» اثر سینتیا هند و منتشر شده توسط انتشارات میلکان، یک رمان نوجوان احساسی و تکان دهنده است که خیلی راحت خواننده را درگیر می کند. داستان درباره لکس است؛ دختری که بعد از خودکشی برادرش تایلر، سعی می کند خودش را محکم نشان بدهد و از آن شب و اتفاق هایش فرار کند، اما غم و سؤال ها دست بردار نیستند.
وقتی لکس کم کم سراغ خاطره ها و تکه های گذشته می رود و رابطه های خانوادگی و دوستی هایش را دوباره مرور می کند، یک راز آزاردهنده مدام جلوی چشمش می آید: پیامی که تایلر فرستاده بود و شاید می توانست مسیر همه چیز را عوض کند. این کتاب علاوه بر روایت یک سوگ سنگین، درباره احساس گناه، حرف های نگفته و راه پیدا کردن برای ادامه دادن زندگی است؛ با نثری روان که برای نوجوان ها و حتی بزرگ ترها هم خواندنی است.
| تعداد برگ |
336 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
2015 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6008812081 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
سینتیا هند |
| مترجم |
زهرا ستوده |

سه هفته هر شب قبل خواب خوندمش و واقعا آرومم کرد. روایت روانه و بعضی جمله ها تا چند روز تو ذهنم می مونه، برای کسی که دنبال کتاب احساسی و امیدبخشه انتخاب خوبیه.
دو ماهه کم کم می خونم و برای مسیر رفت و آمد هم عالی بود. شخصیت پردازی قوی و فضای داستان ملموسه، فقط چند جا ریتم کند می شه.
قلبم رو لمس کرد.
من نسخه چاپی رو گرفتم و یک هفته ای تمومش کردم. نقطه قوتش دیالوگ های طبیعی و حس واقعی آدم هاست، ولی پایان بندی می تونست جمع و جورتر باشه.
برای هدیه دادن گرفتم و خودم هم بعدش خوندم. متن ساده و روانه و سریع باهاش ارتباط می گیری، به نظرم برای کسی که تازه کتاب خوان شده خیلی مناسبه.
داستانش قشنگه ولی خیلی غافلگیرم نکرد.
یک ماهه هر آخر هفته چند فصل می خونم و حس می کنم حالم رو بهتر می کنه. توصیف ها خوبه و پیام کلی کتاب امیدبخشه، فقط بعضی بخش ها زیادی احساسی می شه.
من برای دوره سخت کاری می خوندمش و کمک کرد ذهنم از فشار بیاد بیرون. نقطه قوت اصلیش همذات پنداری و نثر صمیمیه، اگر دنبال اکشن و اتفاقات سریع هستید شاید کند به نظر بیاد.
دو هفته طول کشید تا تمومش کنم و چند بار برگشتم بعضی صفحه ها رو دوباره خوندم. حس و حالش واقعی و تاثیرگذاره و به نظرم ارزش خرید داره، فقط ای کاش چند فصل میانی کوتاه تر بود.