کتاب «وقتی کسی درخت های چهارباغ را بشمارد» نوشته فاطمه سرمشقی (انتشارات آموت) یک رمان ایرانی با حال و هوای رازآلود و کمی جادویی است؛ قصه ای که ما را می برد به یک روستای دورافتاده و سراغ یحیی و موجودات عجیب و غریبی که کم کم پایشان به زندگی آدم ها باز می شود. فصل ها کوتاه اند و روایت با نوعی شمارش جلو می رود؛ چیزی شبیه قصه های ترسناک، اما اینجا قرار نیست فقط بترسید، چون لحن و دیالوگ ها طوری است که آن موجودات ماورایی آرام آرام از ترسناک بودن فاصله می گیرند و حتی گاهی بامزه و دوست داشتنی می شوند.
داستان چند راوی دارد و هر کدام از زاویه خودشان تکه های پازل را کامل می کنند: از نگاه کودک شروع می شود، بعد مادر و پدر هم وارد روایت می شوند و در پایان هم یک روایت کوتاه دیگر، جمع بندی جذابی به قصه می دهد. رگه های طنز، فضای وهم آلود، و الهام از قصه ها و باورهای عامیانه مثل چیزهای جادویی و اتفاق های غیرمنتظره، باعث می شود مدام کنجکاو بمانید که واقعیت پشت ماجرا چیست. اگر رمان ایرانی با فضای اسطوره ای، تعلیق دار و متفاوت دوست دارید، این کتاب می تواند انتخاب خوبی باشد.
| تعداد برگ |
168 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003841383 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات