لیلی از اون آدم هاست که از همون اول زندگی روی دور سختی افتاده، ولی هیچ وقت کوتاه نیومده. از شهر کوچیک دوران بچگیش در مین راه می افته، دانشگاه رو تموم می کنه و می ره بوستون تا زندگی دلخواه خودش رو بسازه و حتی کسب و کار خودش رو راه بندازه. همه چیز خوب پیش می ره تا این که با رایل کینکید آشنا می شه؛ یه جراح مغز و اعصاب جذاب که هم خیلی باهوشه، هم قاطع و کله شق، و در عین حال یه جورایی مهربون و حساس.
لیلی کم کم می فهمه پشت ظاهر مرتب و اعتماد به نفس رایل، یه مرز بزرگ هست: رایل از رابطه جدی فراریه و برای خودش قانون گذاشته که وارد عشق و عاشقی نشه. اما وقتی پای لیلی وسط می آد، همه چیز پیچیده تر می شه و لیلی مدام از خودش می پرسه دلیل این همه مقاومت و بیزاری چیه. «کتاب ما تمامش می کنیم» از کالین هوور یه رمان عاشقانه و پرکشش با شخصیت های واقعی و قابل لمس است که هم احساساتت رو درگیر می کنه و هم تا مدت ها بعد از تموم شدنش توی ذهنت می مونه.
| تعداد برگ |
324 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| سال انتشار میلادی |
2016 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-600-7845-91-2 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
کالین هوور |
| مترجم |
ساناز کریمی |

بد نبود، ولی هایپش بیشتر از خودش بود.
من بعد از دیدن فیلم رفتم سراغ کتاب و کتاب خیلی بهتر بود. تو 4 روز خوندم و نکته های ریزش درباره چرخه خشونت واقعا تو ذهن می مونه. اگر بین نشرها مرددید من میلکان رو راضی تر دیدم از نظر روانی متن.
با اینکه تعریف زیاد شنیده بودم برای من شاهکار نبود. قصه جذابه اما بعضی تصمیم ها زیادی ساده سازی شده بود و انتظار عمق بیشتری داشتم. با این حال برای یک بار خواندن می ارزه.
برای کسی که تازه می خواد رمان بخونه انتخاب خوبیه چون سنگین نیست. من سه شب پشت سر هم خوندم و تموم شد و پیامش درباره شروع دوباره رو دوست داشتم. ولی ادبیاتش خیلی خاص و شاعرانه نیست.
خیلی دوستش داشتم و اشکم رو در آورد.
من از آموت گرفتم و تو مسیر رفت و آمد مترو می خوندم حدود 10 روز طول کشید. داستان کشش داره و شخصیت لیلی قابل همدلیه. فقط حس کردم بعضی قسمت ها احتمالا سانسور یا خلاصه شده.
برای من بیشتر از اینکه عاشقانه باشه یک کتاب هشدار دهنده بود. تو یک هفته خوندمش و بعدش کلی درباره نشانه های خطر تو رابطه سرچ کردم. چند دیالوگ ها زیادی شبیه کلیشه های رمان بود.
یک بار سال قبل خوندم و این بار برای بعضی فصل ها دوباره برگشتم. نقطه قوتش اینه که قضاوت کردن رو سخت می کنه و آدم رو وادار می کنه از زاویه دید قربانی نگاه کنه. پایان بندی به نظرم کمی سریع جمع شد.
نسخه میلکان رو گرفتم و تو 5 روز تمومش کردم. تعلیق و ریتم داستان خوبه و پیامش درباره مرزبندی تو رابطه ها کاملا ملموسه. اگر دنبال عاشقانه خیلی شیرین هستید شاید کمتر از انتظار باشه.
من دو هفته ای هر شب قبل خواب خوندمش و واقعا درگیرم کرد. نثر روانه و موضوعش درباره رابطه های آسیب زا خیلی به تصمیم گیری آدم کمک می کنه. فقط بعضی جاها حس کردم ترجمه کمی کوتاه شده.