کتاب دختران زمستان اثر لاوری هالس اندرسن یک رمان تلخ و تکان دهنده درباره اختلال بی اشتهایی عصبی، آسیب زدن به خود و روابط ناسالم خانوادگی است. داستان از جایی شروع می شود که لیا خبردار می شود بهترین دوست قدیمی اش، کاسی، بی جان در اتاق یک متل پیدا شده است؛ خبری که مثل یک شوک روی سرش خراب می شود و همه چیز را به هم می ریزد.
اما ماجرا فقط همین نیست: کاسی بعد از ماه ها قطع رابطه، دو روز قبل بارها با لیا تماس گرفته بود و لیا هیچ کدام را جواب نداده بود. رمان با حال و هوای روانشناختی و روایت پر از حس و تصویر، نشان می دهد این بیماری چطور آرام آرام روی فکر، بدن و زندگی آدم سایه می اندازد و حتی می تواند بین دو نفر یک جور رقابت خطرناک و مرگبار بسازد.
| تعداد برگ |
246 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| سال انتشار میلادی |
2009 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6008812944 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
لاوری هالس اندرسن |
| مترجم |
هما قناد |

اگر دنبال داستان پرهیجان هستید شاید معمولی باشد، ولی برای شناخت فکر و احساس نوجوان ها واقعا به درد می خورد. من برای کار مربی گری ازش نکته برداشتم.
یک هفته تمومش کردم. نقاط قوتش شخصیت پردازی و توصیف دقیق حال و هواست، ولی چند جا تکرار داشت و می شد کوتاه تر شود.
حدود دو هفته تو رفت و آمد مترو می خوندم. ایده و فضاسازی خوبه و آدم رو درگیر می کنه، اما از نظر داستانی خیلی غافلگیر کننده نبود.
من دنبال کتابی شبیه داستان دختری که دیگر غذا نخورد بودم و این تا حدی همون حس رو داد. برای من جذاب بود چون بیشتر روی ذهن و رفتار تمرکز دارد تا حادثه.
دو بار تا نصفه خوندم و دوباره برگشتم از اول. قلم روانه و حال و هوای این روزهای نوجوونا رو خوب می فهمه، فقط پایانش می تونست جمع و جورتر باشد.
من خیلی با موضوعش ارتباط گرفتم.
یک ماه پیش گرفتم و شب ها قبل خواب می خونم. نقطه قوتش اینه که احساسات و افکار رو دقیق تصویر می کنه، ولی روند داستان بعضی جاها کند می شود.
برای کسی که روانشناسی دوست داره انتخاب خوبیه.
حدود سه هفته است دارم می خونم. فضای ذهنی نوجوون ها رو خیلی واقعی نشون می ده و آدم راحت با شخصیت ها همذات پنداری می کنه.