«رز سفید جنگل سیاه» نوشته اوین دمپسی، یک رمان عاشقانه و پرتعلیق در دل جنگ جهانی دوم است. داستان درباره فرانکا، دختر جوان آلمانی است که از فضای خشن و تبلیغات هیتلری دل خوشی ندارد و بعد از از دست دادن عزیزانش، عملا انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارد. زمستان ۱۹۴۳، جنگل سیاه زیر برف سنگین دفن شده و فرانکا در تنهایی خودش گیر افتاده است.
همه چیز وقتی عوض می شود که فرانکا یک خلبان بیهوش را در برف پیدا می کند؛ با لباس نیروی هوایی آلمان و چتری که در باد گیر کرده. با اینکه این آدم ظاهرا نماد همان رژیمی است که فرانکا از آن متنفر است، دلش نمی آید رهایش کند و او را به کلبه خانوادگی شان می برد تا نجاتش بدهد. اما کم کم نشانه هایی رو می شود که می گوید این خلبان آن کسی نیست که به نظر می رسد، و فرانکا وارد بازی خطرناکی از رازها، اعتماد و احساسات می شود؛ جایی که یک تصمیم می تواند سرنوشت هر دوی آن ها را برای همیشه تغییر بدهد.
| تعداد برگ |
222 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| سال انتشار میلادی |
2018 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222540067 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
اوین دمپسی |
| مترجم |
پگاه فرهنگ مهر |

نیمه اولش عالی بود و سریع جلو می رفت. نیمه دوم کمی تلخ تر و سنگین تره، برای همه سلیقه ها شاید مناسب نباشه.
اگر دنبال داستان جنگی احساسی هستی، ارزش خرید داره. من یک هفته ای خوندمش و ترکیب واقعیت و روایتش خوب از آب دراومده.
روان و جذاب بود.
بد نبود ولی انتظارم بیشتر بود. چند تا بخش تکراری داشت و بعضی تصمیم های شخصیت ها برام باورپذیر نبود.
من تو رفت و آمد مترو روزی 20 دقیقه می خوندم و خیلی راحت می شد دنبال کرد. فضاسازی و شخصیت پردازی نقطه قوتشه.
کتاب قشنگیه و احساسات رو خوب منتقل می کنه. فقط بعضی جاها ریتم کند میشه و دوست داشتم کمی کوتاه تر باشه.
برای کسی که به جنگ جهانی علاقه دارد انتخاب خوبیه. روایت روانه و سریع جلو میره و بر اساس واقعی بودنش جذاب ترش کرده.
سه روزه تمومش کردم. غم انگیز بود ولی خیلی انسانی و درگیر کننده، آخرش تا مدتی تو ذهنم موند.
دو هفته است هر شب قبل خواب می خوانم. داستان کشش خوبی دارد و شاخ و برگ اضافه ندارد، مخصوصا بخش های مربوط به جنگ خیلی دقیق و تاثیرگذار بود.