راوی تعریف می کند که یک سال بعد دوباره دستگیر شد و این بار او را به زندان المز ه دمشق برگرداندند. اتهامش هم این بود که رهبری گروهی را داشته که دنبال بازگشت به جمهوری متحد عربی بوده است. ماجرا از شبی شروع می شود که او و همسرش نزدیک نیمه شب از خانه بیرون می زنند تا از وضعیت چند نفر از رفقایشان خبر بگیرند، اما نیروهای امنیتی محل را محاصره می کنند و خیلی ها را همان جا می گیرند.
وقتی راوی داشت از پله های آپارتمان دوستانش بالا می رفت، او را هم دستگیر می کنند و برای مامورها شکار مهمی به حساب می آمد. همسرش هیلدا که نه ماهه باردار بود با شجاعت جلوی دستگیری اش می ایستد. راوی در همان لحظه از او می خواهد سریع به خانه برگردد و هر سندی را که به فعالیت هایشان مربوط می شود پنهان کند. کمی بعد مامورها او را برای بازرسی به خانه می برند، ولی چیزی پیدا نمی کنند و همین باعث می شود راوی بیشتر به جسارت و تکیه گاه بودن هیلدا ایمان بیاورد.
| تعداد برگ |
272 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2008 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6223841330 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات