«ژنرال در هزار توی خود» از گابریل گارسیا مارکز، یک رمان تاریخی و داستانی است که سراغ بخش حساسی از زندگی سیمون بولیوار می رود؛ همان روزها و ماه های پایانی عمرش. قصه از جایی شروع می شود که بولیوار بوگوتا را ترک می کند و در امتداد ساحل دریای کارائیب راهی سفری می شود که قرار است او را به اروپا برساند؛ سفری که بیشتر از آن که شبیه فرار باشد، شبیه کنار کشیدن از دنیایی است که زمانی با پیروزی هایش زیر و رو کرده بود.
بولیوار در این مسیر هم از نظر جسمی از پا افتاده و هم از درون خسته و آشفته است. مدام بین گذشته و حال رفت و برگشت می کند: خاطره نبردها، آدم هایی که از کنارش گذشته اند، تصمیم هایی که گرفته و زخم هایی که خورده. مارکز تصویر قهرمان همیشه شکست ناپذیر را کنار می زند و یک بولیوار انسانی تر نشان می دهد؛ کسی که با تردید، دلتنگی و حس شکست دست و پنجه نرم می کند و کم کم در پیچ و خم ذهن و خاطراتش گیر می افتد، تا جایی که مرز واقعیت و خیال برایش کمرنگ می شود.
| تعداد برگ |
348 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1989 |
| نوع جلد |
جلد سخت |
| شابک |
978-9643807375 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات