تا حالا فکر کرده اید اگر درست نزدیک لحظه مرگ اجازه داشتید فقط یک خاطره از زندگی تان را دوباره ببینید، کدام لحظه را انتخاب می کردید؟ «فانوس خاطرات گمشده» از ساناکا هیراگی یک رمان کوتاه و تاثیرگذار ژاپنی است که دقیقا همین سوال را می گیرد و تبدیلش می کند به یک داستان متفاوت و پر از حس. این کتاب به جای این که درباره بهشت و جهنم یا زندگی بعد از مرگ حرف بزند، روی همان چند لحظه مرزی بین بودن و نبودن تمرکز می کند؛ جایی که آدم دلش می خواهد چیزی را برای آخرین بار مرور کند.
داستان دور یک آتلیه عکاسی عجیب می چرخد؛ جایی که صاحبش، آقای هیراساکی، مشتری های معمولی ندارد. آدم هایی از دنیاهای خیلی متفاوت مثل یک یاکوزای قدیمی، یک خانم معلم مهربان و حتی یک دختر بچه، هر کدام پایشان به این استودیو باز می شود چون یک چیز مشترک دارند: همه در آستانه رفتن اند. هیراساکی با عکس ها و تصویرها کمکشان می کند به یک خاطره مهم سر بزنند و با آن روبه رو شوند. فضای کتاب حال و هوای رئالیسم جادویی دارد و آرام آرام کاری می کند هم به زندگی فکر کنید هم به انتخاب هایی که ما را به لحظه های مهممان رسانده اند.
| تعداد برگ |
143 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2019 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222548216 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

دو بار برخی فصل ها رو برای یادداشت برداری خوندم، واژه ها دقیقن و تصویرسازی ها خوب دراومده. فقط ویرایش می تونست بهتر باشه، یکی دو غلط ریز دیدم.
روان و قابل فهمه.
برای رفت و آمد مترو گرفتم و تو سه هفته تمومش کردم، ریتم خوب و جمله بندی ها تمیز بود. چند جا حس کردم لحن شخصیت ها یکدست شده ولی اذیت کننده نبود.