کتاب «در باب یقین» از لودویگ ویتگنشتاین (انتشارات کرگدن) یکی از مهم ترین نوشته های او در سال های آخر عمرش است؛ کتابی که خیلی خودمانی می رود سراغ این سوال ها: از کجا می فهمیم چیزی را «می دانیم»؟ فرق دانستن با باور کردن چیست؟ و شک کردن تا کجا معنی دارد؟ ویتگنشتاین در این یادداشت ها مدام مرز بین شک و یقین را می سنجد و نشان می دهد بعضی چیزها آن قدر پایه ای اند که بدون قبول کردنشان اصلا شک کردن هم راه نمی افتد.
او با بحث روی مثال های معروفی مثل جمله های مور (مثل «اینجا یک دست است») توضیح می دهد همیشه یک سری باورهای خیلی بنیادی در زندگی روزمره همراه ما هستند؛ باورهایی که نه راحت می شود اثباتشان کرد و نه منطقی است مدام زیر سوالشان برد. این ها همان ایده معروف «گزاره های لولایی» هستند: چیزهایی که مثل لولا، در را سرپا نگه می دارند تا فکر کردن، حرف زدن و عمل کردن جلو برود. اگر دنبال یک کتاب فلسفی عمیق اما نزدیک به تجربه واقعی زندگی هستید، «در باب یقین» انتخاب جدی و تاثیرگذاری است.
| تعداد برگ |
280 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1969 |
| نوع جلد |
زرکوب |
| شابک |
978-6004563253 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات