کتاب «دماغ» اثر ریونوسوکه آکوتاگاوا یک داستان کوتاه معروف و تیزبینانه است که با طنز ریز و نگاه انسانی اش، آدم را هم می خنداند و هم به فکر می برد. قصه درباره راهبی به اسم زنچی است که یک دماغ خیلی بلند و عجیب دارد؛ دماغی که توی شهر همه دیده اند و همین ظاهر متفاوت، زندگی روزمره و آرامش ذهنی اش را به هم می ریزد.
زنچی بیرون از خودش را بی خیال نشان می دهد، انگار هیچ اهمیتی نمی دهد مردم چه می گویند، اما واقعیت این است که مدام درگیر نگاه ها و قضاوت هاست. آکوتاگاوا با زبانی ساده و تصویری، نشان می دهد چطور یک ویژگی ظاهری می تواند آدم را اسیر وسواس، غرور و ترس از حرف مردم کند و چطور واکنش بقیه گاهی از خود مشکل هم آزاردهنده تر می شود.
| تعداد برگ |
103 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1916 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9789646026896 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات