کتاب «جامعه شناسی هنر» نوشته شهریار وقفی پور (انتشارات مروارید) مجموعه ای از مقاله ها درباره نگاه جامعه شناسی به هنر و ادبیات است. نویسنده سراغ چند جریان فکری مهم قرن بیستم می رود و نشان می دهد هر کدام چطور هنر را معنا می کنند و چه رابطه ای بین اثر هنری و جامعه می بینند. بخش اول بیشتر روی نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت می چرخد و با تمرکز روی دیدگاه تئودور آدورنو توضیح می دهد چرا او با تخصصی شدن دانش و نگاه صرفا فنی به هنر مشکل دارد و هنر مدرن را چیزی می داند که تا حدی در برابر جامعه می ایستد و روی استقلال خودش تاکید می کند.
در ادامه، کتاب به سراغ مارکسیسم ساختارگرا می رود و از زاویه مقاله های پیر ماشری و اتین بالیبار توضیح می دهد که هنر فقط الهام و نبوغ فردی نیست، بلکه بخشی از تولید اجتماعی است و از نهادها و ساز و کارهای ایدئولوژیک هم تاثیر می گیرد، با این تفاوت که این نگاه قرار نیست تکرارِ مارکسیسم ارتدوکس باشد. آخر کار هم ایده های ژیل دلوز و فلیکس گتاری مطرح می شود؛ جایی که هنر به عنوان نیرویی خلاق، چندلایه و حتی رادیکال دیده می شود و روی میل انسانی، تکثر و امکان های انقلابی هنر تاکید می شود. اگر دنبال کتابی هستید که بحث های جدی نظری را کنار مثال ها و تفسیرهای قابل پیگیری درباره هنر مدرن بیاورد، این کتاب انتخاب خوبی است.
| تعداد برگ |
134 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9641910626 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات