کتاب «کلبه ای در مزرعه ی برفی» نوشته رسول یونان (انتشارات نیماژ) یک مجموعه داستان کوتاه و خیلی کوتاه است که از ۴۱ روایت تشکیل شده. این داستان ها بیشتر شبیه یک لحظه اند؛ یک تصویر سریع، یک فکر گذرا یا یک برش از زندگی که قبل از این که بخواهی کامل توضیحش بدهی تمام می شود و تو را با حس و برداشت خودت تنها می گذارد. این مجموعه سال ها قبل یک بار چاپ شده بود و نویسنده این بار با کمی دست کاری، بهتر کردن بعضی متن ها و اضافه کردن چند داستان تازه دوباره آن را منتشر کرده؛ در واقع می شود گفت بخشی از اولین تجربه های داستان نویسی اوست با زبانی ساده و روان.
فضای داستان ها گاهی واقعی و گاهی خیال آلود است و بیشتر روی حس، ترس، دلتنگی و معنایی که آدم ها به چیزهای کوچک می دهند می چرخد. مثلا در یکی از داستان ها با عروسکی به اسم «سونیا» طرفیم که انگار بعد از بیرون انداخته شدن هم دست از سر زندگی آدم ها بر نمی دارد و شکل های تازه ای پیدا می کند. یا در «نامه ای از دهکده» یک نامه ساده می تواند آدم را بین شهر و روستا، کار و خانواده، و حتی شک به واقعی بودن خاطراتش گیر بیندازد. داستان عنوان کتاب هم درباره پیرمردی است که از شهر دل می کند و در سفیدی برف دنبال جایی گرم و امن می گردد؛ همان کلبه ای که از دور مثل امید دیده می شود.
| تعداد برگ |
104 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1396 |
| سال انتشار میلادی |
2000 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786003670051 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات