رمان «در جست و جوی زمان از دست رفته» از مارسل پروست با یادآوری های شیرین کودکی راوی شروع می شود؛ راوی ای به نام مارسل که کم کم از دل خاطره ها و تجربه های شخصی اش، دنیایی بزرگ و پرجزئیات می سازد. در این مسیر با آدم های فراموش نشدنی روبه رو می شویم: سوان و رابطه پیچیده اش با اودت، گیلبرت که دل مارسل را می برد، و خاندان اشرافی گرمانتس با همه زرق و برق و فساد پنهانشان. مارسل از میان مهمانی ها، عشق ها و حسادت ها عبور می کند و آرام آرام تصویر روشنی از آدم های دور و برش و حتی خودش به ما نشان می دهد.
هرچه جلوتر می رود، مارسل بیشتر حس می کند زمان از دستش سر خورده و چیزهایی که زمانی برایش زیبا و مهم بوده، انگار رنگ باخته اند. حتی ایده نوشتن کتابی که همیشه در ذهن داشته، برایش دور و دست نیافتنی می شود. اما بعد از جنگ، در یک مهمانی و با چند اتفاق ساده که خاطره های عمیق را ناگهان بیدار می کند، می فهمد گذشته واقعا نمرده و می شود دوباره آن را زنده دید. همین کشف، به او انگیزه می دهد تا با عجله و جدیت بنویسد و از دل انتخاب و کنار هم چیدن حقیقت های زندگی، معنی پنهانشان را بیرون بکشد؛ کتابی که حالا شما قرار است بخوانید.
| تعداد برگ |
102 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1913 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-964-363-337-0 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات