کتاب «چگ ویت اسکلیت فرار می کند» اثر اندرو گیبسن (انتشارات هرمس) یک داستان ماجراجویانه و دوست داشتنی برای نوجوان هاست. جرمی فینچ که زندگی معمولی و بی دردسری دارد، یک روز توی حیاط خانه شان با مردی عجیب رو به رو می شود که خودش را چگ ویت اسکلیت معرفی می کند؛ کسی که از آسایشگاه فرار کرده و فقط یک هدف توی سرش دارد: پیدا کردن یک بالن قدیمی که قبلا مال پدرش بوده و حالا می گوید جایی نزدیک خانه جرمی قایم شده است. چگ ویت ساده دل و کودکانه رفتار می کند، اما رویایش خیلی بزرگ است؛ می خواهد بالاخره پرواز کند و خودش را به باد بسپارد.
جرمی اولش می ترسد و نمی داند باید به این مرد اعتماد کند یا نه، ولی کم کم با دنیای متفاوت چگ ویت ارتباط می گیرد و تصمیم می گیرد کمکش کند بالن را راه بیندازند. درست وقتی همه چیز آماده پرواز می شود، یک اتفاق باعث می شود جرمی هم ناخواسته وارد ماجرا شود و هر دو با بالن از زمین جدا شوند، در حالی که پلیس و آدم های آسایشگاه دنبال چگ ویت هستند. این سفر هوایی فقط فرار و هیجان نیست؛ بین شان یک رفاقت عمیق شکل می گیرد و جرمی کم کم یاد می گیرد جور دیگری به زندگی نگاه کند. داستان درباره دوستی، قبول کردن تفاوت ها و این است که گاهی باید برای رویاها واقعا دست به کار شد.
| تعداد برگ |
188 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| سال انتشار میلادی |
1996 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9647100267 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات