بعضی صبح ها همین طور بیدار می مانم و آن قدر ساکت می شوم که انگار می توانم صدای افتادن یک گلبرگ را هم بشنوم. وقت هایی هم بیدارم و فقط دلم می خواهد کسی باشد که بفهمد آدم چطور بی صدا از درون می ریزد. روی مرز باریک بین خواب و بیداری، توی همان امن ترین جای دنیا یعنی تخت، خیال ها آن قدر واقعی می شوند که فکر می کنی فقط چند قدم با آن ها فاصله داری اما هر چه جلوتر می روی، باز هم دستت بهشان نمی رسد.
بعد پدرم آرام پرده ها را کنار می زند و نور روز کم کم می ریزد توی اتاق؛ انگار هر روز یک پرده برداری تازه است. این کتاب هم مثل همین لحظه هاست: پر از حس های ریز و دقیق، تنهایی های گفته و نگفته و نگاه شاعرانه ای که از دل چیزهای ساده، معنای بزرگ بیرون می کشد. «وهم جدایی» از سایمون ون بوی، داستانی است که هم می تواند آرامت کند و هم تکان ات بدهد.
| تعداد برگ |
180 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2013 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9644083815 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات