یه روزی یه پادشاه و یه شاه بانو و یه شاه دختر توی یه قصر کاملا افسانه ای زندگی می کردند و همه چیز مثل ساعت کار می کرد. تا این که یه صبح، نویسنده جوون قصه یهو نوشتن رو ول کرد و انگار زمان توی قصر گیر کرد. گل های باغچه کم کم پژمردن، وسط تابستون هوا سرد و سردتر شد و خدمتکارها هم همون طور مات و مبهوت منتظر موندن ببینن فرمان بعدی چیه.
حالا ساکن های قصر که خودشون هم شخصیت های یه افسانه بودن، می فهمن اگه کاری نکنن داستانشون همون جا نصفه می مونه. پس دست به کار می شن تا نویسنده رو برگردونن و دوباره چرخ قصه رو راه بندازن؛ یه ماجرای بامزه و خیال انگیز درباره این که قصه ها چطور زنده می مونن و هر کدوم از ما تو ادامه دادن داستان چه نقشی داریم.
| تعداد برگ |
120 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| سال انتشار میلادی |
2004 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9644083662 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات