زکی توی قطار نشسته و دارد برمی گردد سمت زادگاهش؛ اما این سفر فقط رفتن از یک شهر به شهر دیگر نیست. همین که قطار راه می افتد، ذهنش هم راه می افتد: از دختر بچه پر شیطنت و نوجوان سرکش تا زنی که حالا با یک عالمه خاطره و سوال توی دلش، به گذشته سر می زند. برف، آدم های قدیمی محل، دل به هم خوردگی توی قطار و ریزه کاری های مسیر، هر کدام بهانه می شوند تا زندگی اش را دوباره ورق بزند و ببیند کجای راه عوض شده و کجاها هنوز همان زکی قدیمی مانده است.
هر چه قطار به مقصد نزدیک تر می شود، فکرهای زکی انگار بیشتر گیر می کنند توی پیچ و خم خاطره ها. یک تماس، چند جمله ساده، و اسم هایی که دوباره زنده می شوند، او را می کشند سمت اتفاق هایی که سال ها خاک خورده بودند. زکی همزمان با جلو رفتن قطار، مدام عقب و جلو می رود و گذشته اش را سبک سنگین می کند؛ تا جایی که وقتی قطار می رسد، ذهنش هنوز توی راه است و معلوم نیست ته این برگشت، واقعا رسیدن است یا شاید یک جور پیاده شدن وسط مسیر.
| تعداد برگ |
144 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1395 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6005639605 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات