کتاب «پریچهر» نوشته م مودب پور از آن رمان های پرفروش و پرطرفدار این نویسنده است که بارها تجدید چاپ شده و مثل خیلی از کارهای او، فضای عاشقانه را با دردسرهای اجتماعی و خانوادگی قاطی می کند. داستان با فرهاد شروع می شود؛ پسری که بعد از هشت سال به ایران برمی گردد و در کارخانه پدرش مشغول کار می شود. موقعیت مالی و اجتماعی خوبش باعث می شود توجه خیلی ها سمتش بیاید، اما دل فرهاد دنبال یک عشق قدیمی و خاص است.
فرهاد کم کم می فهمد دختری که همیشه توی خیال هایش بوده، واقعا در زندگی اش حضور دارد: فرگل، همبازی دوران کودکی اش؛ دختری آرام و کم حرف از طبقه متوسط که سرنوشت برای رابطه اش با فرهاد گره های جدی می اندازد. از آن طرف هومن، دوست صمیمی فرهاد هم درگیر یک عشق متفاوت می شود و همین خط های داستانی، قصه را پرکشش تر می کند. در کنار این ماجراها، اسم کتاب از پیرزنی به نام پریچهر می آید؛ زنی که روایت زندگی پر فراز و نشیبش بخش مهمی از داستان را می سازد و نگاه تازه ای به اتفاق های رمان می دهد.
| تعداد برگ |
606 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2000 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9646714571 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
م مودب پور |

متوسط بود.
دو بار خواندمش و هر بار بیشتر جذب شدم، شروع طنز و وسط های عاشقانه اش عالیه. تنها ایراد برای من این بود که تلخی آخرش تا چند روز توی ذهنم ماند.
اگر دنبال پایان خوش هستید شاید این کتاب مناسب شما نباشد. ولی اگر درام قوی و داستان پرکشش می خواهید، ارزش وقت گذاشتن دارد.
من سه هفته طول دادم که تمامش کنم چون دوست نداشتم زود تموم شود. قلم نویسنده روان است و کشش دارد، فقط برخی بخش ها زیادی احساسی و اغراق آمیز بود.
برای کسی که رمان احساسی دوست دارد انتخاب خوبیه، مخصوصا اول کار خیلی شیرین شروع می کند. اما پایانش به نظرم بیش از حد غمگین بود و حال آدم را می گیرد.
چهار پنج شب پشت سر هم قبل خواب می خواندم، ترکیب شوخ عاشقانه و درام خوب درآمده. نقطه قوتش شخصیت پردازی و دیالوگ های زنده است، ولی چند جا ریتم کند می شود.
خیلی قشنگ بود و اشکم را درآورد.
من نسخه چاپی را توی سفر سه روزه تمام کردم، کشش داستان عالی بود و فصل ها سریع می گذشت. ایرادش برای من این بود که بعضی اتفاق های موازی زیادی تلخ تمام می شد.
حدود دو هفته است می خوانمش، شروعش واقعا طنز و روانه و آدم سریع جلو می رود. فقط اگر آخر غمگین اذیتتان می کند از قبل آماده باشید، پایانش سنگین است.