«پژواک کتاب های قدیمی» اثر باربارا دیویس (انتشارات میلکان) یک رمان خوش خوان با حال و هوای فانتزی، معمایی و رئالیسم جادویی است؛ از همان داستان هایی که هم حس و حال کتاب های قدیمی را زنده می کند و هم آرام آرام شما را می کشاند وسط یک راز. قهرمان قصه، اشلی گرین، دختری است که از خانواده و خانه فاصله گرفته و در یک کتاب فروشی قدیمی پناه و آرامش پیدا کرده. اما اشلی فقط یک کتاب خوان معمولی نیست؛ او وقتی کتاب ها را لمس می کند، انگار رد صداها و خاطره های نویسنده ها را می شنود و همین ویژگی خاص باعث می شود در آن کتاب فروشی جای محکمی پیدا کند.
ماجرا از جایی جدی تر می شود که اشلی به دو کتاب خیلی کهنه و عجیب برمی خورد؛ کتاب هایی که با وجود داستان های گیرایشان، هیچ نشانی از ناشر و چاپ و مشخصات معمول ندارند، انگار اصلا قرار نبوده کسی آنها را ببیند. اشلی از دل این دو کتاب، پژواک یک عشق پر درد و رنج و زخم های بی وفایی را می شنود و دنبال سرنخ می افتد تا بفهمد پشت این روایت ها چه اتفاقی افتاده. روایت با تکنیک داستان در داستان و حال و هوای نامه نگاری پیش می رود و برای کسانی که رمان تاریخی، رازآلود و کمی جادویی دوست دارند، انتخاب جذابی است.
| تعداد برگ |
424 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2023 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222545673 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
باربارا دیویس |
| مترجم |
عذرا گلفام |

آخرش تو ذهنم موند.
برای هدیه دادن هم گزینه خوبیه، من یک بار خریدم و بعدش برای دوستم هم گرفتم. نقطه قوت اصلیش اینه که احساسات رو اغراق نمی کنه و تصویرسازی ها قویه. به نظرم قیمتش نسبت به کیفیتش می ارزه.
من انتظار هیجان بیشتر داشتم. داستان احساسی و آرومه و بیشتر روی زخم های قدیمی می چرخه، که برای من یه جاهایی تکراری شد. با این حال نثرش خوبه و برای حال و هوای پاییز می چسبه.
سه روزه تمومش کردم چون نمی شد زمین بذارم. حس کتاب های قدیمی و خاطره بازی خیلی قشنگ منتقل می شه و رابطه ها خاکستریه. اگر پایان های خیلی بسته دوست دارید شاید راضی نشید.
من دنبال یه رمان سبک برای آخر هفته بودم و این جواب داد. دیالوگ ها خوبه و سوء تفاهم ها واقعی تر از کلیشه هاست. ایراد کوچیکش اینه که یکی دو شخصیت فرعی خوب پرداخت نشده بودن.
خیلی دوستش داشتم.
بد نبود، ولی شاهکار هم نه. من توی رفت و آمد مترو طی یک هفته خوندمش و بعضی فصل ها کش دار بود. نقطه قوتش فضاسازی و حس دل تنگی داستانه.
برای کسی که از داستان های عاشقانه با حس و حال قدیمی خوشش میاد عالیه. من بعد از تموم شدنش چند روز هی به آخرش فکر می کردم. تینجری نیست، بیشتر حال و هوای بزرگسال داره.
دو هفته هر شب قبل خواب چند فصل می خوندم. نثر روانه و شخصیت ها باورپذیرن، مخصوصا بخش های مربوط به گذشته که خوب می چسبه. فقط بعضی جاها ریتم کند می شه و دوست داشتم کمی کوتاه تر باشه.
من توی 4 روز خوندمش و هنوز ذهنم درگیرشه. فضای نوستالژیک و اتمسفر کتاب فروشی خیلی خوب دراومده بود و سوء تفاهم ها طبیعی بود. پایانش تلخ و قشنگه، اگه داستان احساسی دوست دارید ارزش خرید داره.