کتاب «کلاه حصیری» اثر مصطفی خرامان (انتشارات افق) یک داستان کودکانه و تاثیرگذار است که ماجراهایش در روزهای جنگ ایران و عراق می گذرد، اما همه چیز را از زاویه دیدی متفاوت می بینیم: یک مترسک تنها وسط مزرعه. داستان از جایی شروع می شود که کلاغ ها یک دفعه می پرند و می روند و بعد سر و کله پرنده های آهنی پیدا می شود؛ چیزهایی شبیه هویج روی زمین می ریزند و یکی از آن ها نزدیک پای مترسک می ترکد. مترسک آسیب می بیند و کلاه حصیری اش که هدیه صالی بوده از سرش می افتد؛ همین کلاه می شود نشانه دوستی و امیدی که حالا زیر سایه جنگ گم شده است.
مترسک نمی تواند مثل آدم ها فرار کند و مجبور است همه اتفاق ها را از نزدیک ببیند؛ رفتن مردم، تغییر نخلستان و آمدن غریبه ها، و گذشت سال هایی که با انتظار می گذرد. او چشم به راه صالی و پدرش خالو محمد می ماند تا شاید برگردند و دوباره کمکش کنند راست بایستد و کلاه حصیری را سر جایش بگذارد. نویسنده با هوشمندی خشونت جنگ را مستقیم و ترسناک تعریف نمی کند و با تصویرهای کودکانه، تلخی ماجرا را قابل فهم تر می کند؛ در عین حال آخر قصه بوی امید می دهد و نشان می دهد حتی بعد از سخت ترین روزها، زندگی می تواند دوباره به مزرعه برگردد.
| تعداد برگ |
20 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003531062 |
| قطع |
وزیری |
| نویسنده |

نظرات