خبرچین ها خبر می دهند که تورانا می خواهد به پایتخت اورانا حمله کند. شهر یک دفعه به هم می ریزد: دروازه ها را می بندند، خندق ها را پر از آب می کنند و نگهبان ها و تیراندازها بالای برج ها آماده می ایستند. همه منتظر جنگ اند، اما درست وقتی اوضاع دارد به نقطه حساس می رسد، خبر تازه ای می آید: پادشاه تورانا از مرز برگشته و انگار نقشه اش عوض شده و راهش را کج کرده است.
جعفر توزنده جانی در کتاب افسانه ی سه پادشاه یک قصه تازه و خیال انگیز می سازد که حال و هوای افسانه های قدیمی را دارد، اما حرف های امروزی می زند. این جا پادشاه ها بر خلاف تصور معمول، از جنگ و سلطنت دلزده اند و بیشتر از طلا و قدرت دنبال یک دوست واقعی می گردند. ولی مشکل این است که اگر نجنگند، سردارهای شان به مرض عجیب نجنگیدن دچار می شوند و همه چیز به هم می ریزد. این داستان هم سرگرم کننده است، هم پر از کنایه های ریز درباره قدرت، ترس و دوستی.
| تعداد برگ |
128 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643699291 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات