کتاب «پسری که با پیراناها شنا کرد» اثر دیوید آلموند از آن داستان هایی است که هم خنده دارد هم دل نگرانی. ماجرا از جایی شروع می شود که استنلی با عمویش، ارنی، زندگی می کند؛ اما وقتی عمو ارنی کارش را از دست می دهد، هوس می کند توی خانه یک کارخانه کنسرو راه بیندازد! اوضاع وقتی بدتر می شود که طمع عمو سراغ ماهی کوچولوی استنلی هم می رود و همین باعث می شود استنلی از کوره در برود و قید خانه را بزند.
استنلی سر از یک سیرک در می آورد و آنجا با پانچو پیرلی آشنا می شود؛ مردی که به خاطر نمایش عجیب و ترسناکش یعنی شنا کردن کنار پیراناها معروف است. پانچو که می خواهد بازنشسته شود، دنبال کسی می گردد جای او را بگیرد و استنلی کم کم می فهمد شاید انتخاب بعدی همین خودش باشد. ولی شروع کردن از صفر، مخصوصا وقتی پای پیراناها وسط باشد، اصلا ساده نیست و تازه همیشه آدم هایی هم هستند که دوست ندارند رویاهای تو به حقیقت برسد.
| تعداد برگ |
272 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2012 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786008869054 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات