توی یک جنگ با ترک ها، ویکنت «مداردو» از ترابالا بدجور بدشانسی می آورد؛ یک گلوله توپ مستقیم بهش می خورد و او را از وسط به دو تکه تبدیل می کند. اما ماجرا همین جا تمام نمی شود؛ یکی از نیمه ها زنده می ماند و بعد از درمان، با قیافه ای عجیب و غریب به ملک و زندگی فئودالی اش برمی گردد. این نیمه که بیشتر روی تاریک شخصیتش را نشان می دهد، هرجا می رود دردسر درست می کند و حتی وسواس عجیبی دارد که همه چیز را دو قسمت کند و آرامش شهر را به هم بریزد.
از آن طرف، راهب ها نیمه دیگر را لابه لای اجساد پیدا می کنند و کم کم پای «نیمه خوب» هم به ترابالا باز می شود؛ حالا شهر دو تا ویکنت دارد: یکی در قصر و یکی در مزرعه. یکی فقط بدی و آزار می رساند و آن یکی زیادی خوب بودنش هم گاهی کلافه کننده می شود. اوضاع وقتی پیچیده تر می شود که هر دو نیمه عاشق یک زن می شوند و رقابتشان همه چیز را به هم می ریزد؛ رقابتی که هم خنده دار است و هم تلخ، و آخرش خواننده را غافلگیر می کند.
| تعداد برگ |
136 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| سال انتشار میلادی |
1952 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222044268 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات