تیشتر فرشته باران و مهربانی است؛ قطره ها و ابرها را کنار هم جمع می کند و آن قدر باران می بارد تا یک دریای بزرگ و آبی شکل بگیرد. او اسم این دریا را «فراخکرت» می گذارد و از آن به بعد مثل یک دوست قدیمی مراقبش است. تیشتر همیشه به زمین و گیاه ها آب می رساند و همین کارهای خوبش باعث می شود خدا هم آرزوهایش را برآورده کند.
یک روز تیشتر آرزو می کند به شکل یک اسب سفید دربیاید و راهی دیدن فراخکرت می شود، اما وسط راه با یک اسب سیاه و ترسناک روبه رو می شود: «اپوش» دیو خشکسالی. اپوش دشمن آب و سبزی است و می خواهد همه جا را خشک و بی آب کند. از همین جا نبرد تیشتر و اپوش شروع می شود؛ جنگی پرهیجان که نشان می دهد مهربانی و امید چطور می تواند جلوی خشکسالی و تاریکی بایستد. این داستان مناسب بچه های گروه سنی «ج» نوشته شده است.
| تعداد برگ |
28 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1389 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9642360666 |
| قطع |
خشتی |
| نویسنده |
آزاده جعفری |

نظرات