کتاب نیستی آرام اثر مرتضی کربلایی لو از انتشارات ققنوس، یک رمان متفاوت و چند صدایی است که داستانش را از زبان چهار زن پیش می برد. در مرکز این چهار روایت، مردی به نام مصطفی قرار دارد؛ دانشجوی فلسفه ای که برای گذران زندگی در آژانس کار می کند و یکی از این زنان هم همسر اوست. هر راوی تکه ای از حقیقت را با خودش دارد و همین رازها و لایه های پنهان شخصیت ها باعث می شود خواننده مدام دنبال کند که بالاخره سرنوشت این آدم ها به کجا می رسد.
مصطفی فقط یک نقش ساده در داستان ندارد؛ گاهی مثل یک آدم معمولی دیده می شود و گاهی انگار نماینده فکر و دغدغه های فلسفی نویسنده است. رمان در دل روابط عاطفی و فضای اندوه آلودش، سراغ سؤال های جدی می رود: آدم چرا می خواهد از حافظه دیگران پاک شود، چطور غم و تنهایی روی تصمیم ها اثر می گذارد، و چه اتفاقی می تواند کسی را آرام آرام به سمت «نیستی» هل بدهد. نیستی آرام بیشتر از یک قصه عاشقانه، سفری است به درون ذهن و احساسات آدم ها.
| تعداد برگ |
501 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2020 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6220402992 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
مرتضی کربلایی لو |

دوستش داشتم.
دو جلسه کتابخوانی با دوستم داشتیم و درباره اش حرف زدیم. موضوع و ایده خوب است اما شخصیت پردازی بعضی جاها سطحی به نظر می آید.
واقعا باهاش گریه کردم و تا چند روز توی ذهنم ماند. از نظر من اوج های احساسی عالی بود، فقط پایان بندی می توانست جمع و جورتر باشد.
حدود یک ماه است توی رفت و آمد مترو می خوانم و فصل بندی ها کمک کرد راحت ادامه بدهم. نقطه قوتش ایجاد حال و هواست، ولی منطق بعضی اتفاق ها برایم جا نیفتاد.
یک روزه تمومش کردم.
برای من متوسط بود؛ نه آنقدر بد که رها کنم نه آنقدر خوب که پیشنهادش کنم. روایت بعضی بخش ها کش دار می شود.
سه شب پشت سر هم قبل خواب می خواندم و درگیرم کرد. شخصیت های فرعی برایم جذاب تر از شخصیت اصلی بودند.
من یک آخر هفته کامل گذاشتم و تمامش کردم. فضای داستان و توصیف حس ها را دوست داشتم، چند جا دیالوگ ها کمی شعاری بود.
حدود دو هفته است می خوانمش و نثرش خیلی روان است. برای کسی که دنبال داستان آرام و احساسی است گزینه بدی نیست، ولی ریتمش گاهی کند می شود.