کتاب «آبی تر از گناه» اثر محمد حسینی از نشر ققنوس، یک رمان ایرانی خوش خوان و متفاوت است که با روایت اول شخص جلو می رود؛ انگار یک پسر جوان شهرستانی نشسته و دارد همه چیز را مثل یک اعتراف بی پرده تعریف می کند، اما معلوم نیست این حرف ها را دقیقا برای چه کسی می زند. او با وجود مخالفت خانواده اش راهی تهران می شود تا کاری پیدا کند و در همین مسیر، پایش به خانه یک شازده قجری باز می شود؛ کسی که او را به عنوان مصحح و همراه برای شعرخوانی کنار خودش می خواهد. زبان روایت روان و کشش دار است و داستان قدم به قدم خواننده را جلو می کشد.
ماجرا وقتی جدی تر می شود که «عصمت» کشته می شود و این جوان، ناخواسته در مرکز سوء ظن قرار می گیرد. در کنار راوی و شازده، شخصیت هایی مثل همسر شازده، مهتاب و دکتر هم وارد قصه می شوند و فضای رازآلود و پرتنش داستان را کامل تر می کنند. «آبی تر از گناه» که با عنوان «بر مدار هلال آن حکایت سنگین بار» هم شناخته می شود، به خاطر فضاسازی دقیق و نثر قوی اش دیده شده و حتی جوایز مهمی مثل بهترین رمان بنیاد گلشیری و مهرگان ادب را هم برای نویسنده به همراه داشته است.
| تعداد برگ |
125 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2004 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9789643115456 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
محمد حسینی |

سه ماهه برای مطالعه شبانه و رفت و آمد مترو می خونمش؛ متن روون و قصه گیرایی داره و خسته کننده نیست. فقط اوایلش کمی کند شروع میشه ولی بعدش جذاب میشه.
دو هفته دستم بود و توی سفر تمومش کردم؛ شخصیت پردازی خوبه و چند جا واقعا غافلگیر شدم. پایان بندی می تونست جمع و جورتر باشه.
یک ماهه هر شب قبل خواب چند صفحه می خونم؛ نثر ساده و تصویرسازی قوی داره و راحت میشه باهاش ارتباط گرفت.
برای باشگاه کتابخوانی خریدیم و بحث های خوبی ازش دراومد؛ تم اصلی و فضاسازی خیلی خوبه. چند فصل میانی کمی کش دار میشه.
به نظرم ارزش خرید داره اگر دنبال داستان روان و پرکشش هستید. من توی یک هفته تمومش کردم.
من بیشتر دنبال داستان سر راست بودم؛ ایده جالب بود ولی بعضی جاها توضیحات اضافه داشت و ریتم می افتاد. با این حال بد نبود.
دو روزه خوندمش و واقعا لذت بردم؛ دیالوگ ها طبیعی بود و پایانش حس خوبی داد.
بد نبود.
خوب و روان بود.