در رمان «سرگذشت ندیمه» از مارگارت آتوود (انتشارات ققنوس)، با زندگی آفرد همراه می شویم؛ زنی که در جمهوری گیلیاد به عنوان «ندیمه» زندگی می کند. او فقط روزی یک بار اجازه دارد از خانه فرمانده بیرون برود و برای خرید به فروشگاه هایی برود که روی تابلوهایشان به جای نوشته، عکس و علامت گذاشته اند چون زنان دیگر حق خواندن ندارند. در دنیایی که زاد و ولد کم شده، ارزش ندیمه ها به توان باروری شان گره خورده و آفرد مجبور است هر ماه طبق قانون های بی رحمانه این حکومت، برای بچه دار شدن تن به رابطه با فرمانده بدهد.
اما قصه فقط درباره قوانین سخت نیست؛ آفرد مدام به گذشته برمی گردد و زندگی قبلی اش را مرور می کند: روزهایی که کنار لوک زندگی معمولی و عاشقانه ای داشت، با دخترش بازی می کرد، کار می کرد و استقلال داشت و می توانست آزادانه فکر کند و یاد بگیرد. حالا همان خاطره ها مثل تکه های کمرنگی در ذهنش بالا و پایین می شوند و او بین ترس، امید و میل به زنده ماندن دست و پا می زند؛ در جهانی که انگار برای خاموش کردن صدای زن ها ساخته شده است.
| تعداد برگ |
464 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1985 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-964-311-419-0 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
مارگارت آتوود |
| مترجم |
سهیل سمی |

اگر دنبال داستان پرحادثه هستید شاید گزینه بهتری بخرید.
من شب ها قبل خواب هر بار 20 صفحه می خوندم و حدود یک ماه طول کشید. پایان بندی و بخش های توضیحی آخر کمک کرد کل کتاب معنی پیدا کنه.
یکم با انتظار 1984 رفتم سراغش و همون قدر منسجم نبود. با این حال فضای داستان و حس ترس دائمی خیلی خوب دراومده و تا آخر نگهم داشت.
ترجمه ای که داشتم روان بود و حس کردم سانسور زیادی توش نیست. از نظر من نقطه قوتش اینه که دین و قدرت رو بدون شعار نشون می ده.
من معمولا کتاب رو یک روزه می بندم ولی این یکی 10 روز طول کشید چون پر از توصیف بود. از نظر ایده و فضای دیستوپیایی خیلی قویه اما برای من هیجان داستانی کم داشت.
توی سفر 3 روزه خوندم و به نظرم تصویرسازی ها فوق العاده بود. اگر با روایت های کند و درونی حال نمی کنید شاید اذیت بشید.
من برای باشگاه کتابخوانی خوندمش و بحث هامون خیلی خوب شد چون کلی برداشت اجتماعی و سیاسی داره. نقطه قوت اصلیش اتمسفر و ایده حکومته، ولی شخصیت ها گاهی منفعل به نظر می رسیدن.
فقط خواستم بگم ارزش خوندن داشت.
بعد از دیدن سریال رفتم سراغ کتاب و طی دو هفته تمومش کردم. کتاب عمیق تره و جزئیات ذهنی شخصیت اصلی خیلی کمک می کنه بهتر بفهمی داستان چی می گه.
من ترجمه صدف علی نیا رو گرفتم و توی 5 روز خوندم. فضاسازی و حس خفقان عالیه و واقعا آدم رو می برد توی گیلاد، فقط ریتم اوایلش کند بود.