کتاب «صومعه پارما» اثر استاندال (انتشارات ققنوس) یکی از رمان های کلاسیک و پرطرفدار قرن نوزدهم است که اولین بار در سال 1839 منتشر شد. داستان در ایتالیا و روزگار ناپلئون می گذرد و زندگی یک جوان اشراف زاده به نام فابریزیو دل دونگو را دنبال می کند؛ پسری که برخلاف حرف پدر محافظه کارش دل به ماجراجویی می زند و با شوق شهرت و قهرمانی راهی میدان جنگ می شود و خودش را وسط ماجرای معروف واترلو پیدا می کند.
بعد از برگشتن به میلان، اوضاع برای فابریزیو ساده نیست و وقتی از خانه رانده می شود، به پارما و پیش عمه اش ژینا پناه می برد؛ زنی باهوش و بسیار بانفوذ که در فضای پر از دسیسه و جاه طلبی دربار پارما جایگاه مهمی دارد. فابریزیو که راه نظامی گری برایش بسته شده، به سمت مسیر کشیشی می رود و کم کم وارد بازی قدرت می شود، اما روحیه بی قرارش او را به عشق های تند و حادثه های غیرمنتظره می کشاند. «صومعه پارما» رمانی است پر از عشق، سیاست، جاه طلبی و پیچ و خم های هیجان انگیز که بارها الهام بخش اقتباس های سینمایی و تلویزیونی هم بوده است.
| تعداد برگ |
627 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1839 |
| نوع جلد |
سلفونی |
| شابک |
978-6220404613 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
استاندال |
| مترجم |
محمد نجابتی |

گرونه ولی ارزشش را داشت.
چند شب پشت سر هم خواندم و واقعا گیر افتادم تو داستان. شخصیت ها ماندگارند و ترجمه باعث می شود متن سنگین نشود.
من خیلی باهاش ارتباط نگرفتم. نیمه اول جذاب بود ولی بخش هایی زیادی شرح ماوقع داشت و مجبور شدم با فاصله بخوانم.
برای شناخت فضای اشرافی قرن نوزدهم خیلی به کارم آمد و یادداشت برداشتم. نثر ترجمه تمیز است، فقط گاهی توضیحات طولانی می شود و ریتم کند می شود.
کلاسیک پر از عشق و سیاست و خیانت؛ یک ماه طول کشید تمامش کنم. نقطه قوتش تحلیل ذهن آدم هاست، اما اواخر داستان کمی جمع بندی سریع حس کردم.
من قبلا نسخه نیکپور را امانت گرفته بودم و این یکی را سه هفته است می خوانم. از نظر روانی متن، نجابتی بهتر به دلم نشست ولی تفاوت خیلی فاحش نیست، اگر ترجمه قدیمی را دارید الزامی به خرید دوباره نیست.
ترجمه خوب و قابل اعتماد.
برای سفرهای مترو خریدم و یک ماهه دارم می خوانم. شخصیت پردازی فابریس و جینا عالی است و کشش داستان نگه می دارد.
دو هفته است هر شب قبل خواب می خوانمش. ترجمه نجابتی روان و خوش خوان است و فضای دربار و سیاست را خوب منتقل می کند، فقط بعضی جاها اسم ها آن قدر زیاد می شود که مجبور شدم برگردم عقب.