راوی این کتاب «هارون» است؛ برادر همان مرد عربی که در رمان معروف «بیگانه» آلبر کامو، به دست مرسو کشته شد و حتی اسم درست و حسابی هم نداشت. حالا بعد از حدود هفتاد سال، هارون تصمیم می گیرد این سکوت را بشکند و برادرش را از گمنامی بیرون بکشد. او اسم «موسی» را به برادرش بر می گرداند و از شبی به شب دیگر، در کافه ای در وهران، داستان را از زاویه ای می گوید که هیچ وقت شنیده نشده بود؛ از روزی که همه چیز به آن ساحل آفتابی و آن مرگ تلخ رسید.
اما ماجرا فقط تعریف یک قتل قدیمی نیست. هارون وسط حرف هایش از تنهایی و دل شکستگی، از خشمش نسبت به آدم هایی که دنبال تکیه گاه می گردند، و از سردرگمی اش در کشوری می گوید که دیگر به آن امیدی ندارد. «مورسو بررسی مجدد» هم یک روایت قدرتمند و ادبی از هویت و زخمی است که استعمار در الجزایر گذاشته، و هم یک رمان تاثیرگذار با لحن خاص که آدم را وادار می کند دوباره به «مرسو» و دنیای کامو فکر کند.
| تعداد برگ |
144 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2013 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6002782816 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
کمال داوود |
| مترجم |
سمیرا رشید پور |

اگر بیگانه رو دوست داشتید، احتمال زیاد این یکی هم براتون ارزش خرید داره چون هم ادای دین می کنه هم نقد می کند. اگر بیگانه رو نخوندید بهتره اول اون رو بخونید تا این کتاب اثرش کامل بشه.
برای مسیر رفت و آمد مترو می خوندم و خوب پیش می رفت. جذابیت اصلیش همین آینه کردن بیگانه است، ولی بعضی اشاره ها به دین برای من کمی یک طرفه بود.
راستش من حس کردم زیادی روی دوش کامو سوار شده و بدون بیگانه به تنهایی آن قدر نمی ایسته. با این حال چند فصل اولش عالی بود و نگاهش به زخم های استعمار قابل تامله.
برای من بیشتر از اینکه ادامه کامو باشه، یک گفت و گو با کامو بود. نقطه قوتش اینه که شما رو مجبور می کنه دوباره درباره عدالت و «نام داشتن» فکر کنید؛ ایراد کوچکش تکرار بعضی مضمون هاست.
حدود یک هفته طول کشید تا بخونمش چون بعضی بخش ها سنگین بود. اگر دنبال رمان داستانی صرف هستید شاید کند پیش بره، اما برای کسی که نقد استعمار و هویت براش مهمه انتخاب خوبیه.
من بعد از خوندن بیگانه رفتم سراغش و از بابت فضای الجزایر و پسا استعمار خیلی چیزها برام روشن شد. قوت اصلیش شخصیت پردازی هارون و حس خشم و بی پناهیشه؛ ولی گاهی حس کردم نویسنده عمدا می خواد شوک بده.
یک روزه تمومش کردم.
سه شب پشت سر هم خوندمش برای باشگاه کتاب. نثر روانه و ایده پاسخ دادن به کامو جذابه، اگر با بیگانه آشنا باشید لایه هاش بیشتر می چسبه.
من این کتاب رو دو هفته ایه خوندم و هنوز درگیرش هستم. بازخوانی بیگانه از زاویه برادر مقتول خیلی تکان دهنده بود و از نظر من نقطه قوتش همین دادن صدا به «عرب بی نام»ه؛ فقط بعضی جاها مونولوگ ها کمی کش میاد.