کتاب «بنیاد حق طبیعی» از آثار مهم و خواندنی یوهان گوتلیب فیشته است؛ فیلسوفی که بعد از کانت، نقش پررنگی در شکل گیری جریان آرمان گرایی آلمانی داشت. این کتاب هم از نظر ایده های فلسفی و هم از نظر لحن و بیان، جذابیت خاصی دارد و می تواند برای دانشجویان فلسفه و همین طور علاقه مندان به فرهنگ و اندیشه آلمان یک منبع جدی و قابل اتکا باشد. فیشته تلاش می کند درباره حق، آزادی و مبانی اخلاق و قانون حرف بزند و نشان بدهد «حق طبیعی» دقیقا روی چه پایه هایی می ایستد.
نکته جالب این است که فیشته فقط برای فضای کاملا دانشگاهی نمی نوشت؛ بخشی از کارهایش را طوری تنظیم می کرد که مخاطب عمومی هم بتواند با کلیات فلسفه استعلایی و مفاهیم اصلی آن ارتباط بگیرد. با این حال، سبک او گاهی صریح و قاطع است و ممکن است برای بعضی ها چالش برانگیز باشد، اما همین ویژگی باعث می شود متن انرژی داشته باشد و بحث ها جدی تر دنبال شوند. اگر دنبال کتابی هستید که هم ارزش تاریخی داشته باشد و هم شما را وارد بحث های بنیادین فلسفه حق و اخلاق کند، این اثر انتخاب مناسبی است.
| تعداد برگ |
456 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1970 |
| نوع جلد |
جلد سخت |
| شابک |
978-6002784629 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
یوهان گوتلیب فیشته |
| مترجم |
سید مسعود حسینی |

برای تصمیم خرید: اگر دنبال متن دقیق و جدی درباره فیشته هستید عالیه، اگر خلاصه و خیلی ساده می خواهید شاید گزینه بهتری پیدا کنید.
من بیشتر دنبال متن ساده تر بودم؛ بعد از 2 هفته هنوز بعضی بخش ها سخت است. با این حال دقت مفهومی و پرهیز از ترجمه اشتباه ایدئالیسم نقطه قوت بزرگشه.
برای کسی که قبلا کانت خوانده خیلی می چسبد و ادامه بحث ها منطقی است. اگر تازه کارید شاید اولش سنگین باشد ولی در کل ارزش خرید دارد.
من حدود 10 روزه گرفتم و شب ها قبل خواب چند صفحه می خونم. لحنش خشک و تبلیغاتی نیست و نکته اصلی یعنی تمایز ایدئالیسم و آرمان گرایی را درست جا می اندازد.
3 ماهه دارمش و برای یادداشت برداری کنار متن عالیه چون جمله بندی ها دقیق است. ایراد کوچیکش اینه که بعضی پاراگراف ها کمی فشرده اند و نیاز به مکث دارد.
خیلی خوبه.
یک ماه استفاده کردم برای کلاس دانشگاه. متن خوش خوان است و ارجاع ها بد نیست، ولی کاش فهرست اصطلاحات آخر کتاب کامل تر بود.
برای شروع آشنایی با فیشته انتخاب خوبیه و به تصمیم خرید کمک می کنه. فقط بعضی جاها مثال ها می تونست بیشتر باشه.
من 2 ماهه می خوانمش، مخصوصا بخش های مربوط به فیشته و ایدئالیسم آلمانی. نقطه قوتش اینه که فرق ایدئالیسم با آرمان گرایی را شفاف توضیح می دهد و آدم کمتر گیج می شود.
حدود 3 هفته است دارمش و برای مطالعه جدی فلسفه خیلی به دردم خورده. ترجمه روان است و اصطلاح ایدئالیسم را درست به کار برده که برای من مهم بود.