رمان «مفتش و راهبه» از کالین فالکنر شما را می برد به فضایی پر از ترس و راز و قدرت، جایی که مادلین (دختر یک مجسمه ساز) عاشق شاگرد پدرش است، اما یک تاجر ثروتمند و بانفوذ به او چشم دارد و خانواده هم عملا راهی برای مخالفت نمی بینند. مادلین برای فرار از این وضعیت، به صومعه پناه می برد و فکر می کند آنجا بالاخره آرامش پیدا می کند.
اما صومعه هم امن نیست. او با راهبه ای روبه رو می شود که می گوید شیاطین را می بیند و همین حرف ها پای تفتیش عقاید را وسط می کشد و همه چیز بوی اتهام و بدعت می گیرد. از طرف دیگر، خود مادلین هم توانایی عجیبی دارد: دید در شب. همین ویژگی کم کم داستان را به سمت ماجراهایی می برد که هم هیجان دارد، هم تعلیق، و هم تصویری تیره از دوره ای که ترس و ایمان و سیاست به هم گره خورده اند.
| تعداد برگ |
576 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2003 |
| نوع جلد |
سلفونی |
| شابک |
978-9643116217 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
کالین فالکنر |
| مترجم |
جواد سیداشرف |

سه هفته است دارم می خوانمش و روایت تاریخی اش خیلی روان و قابل پیگیری است. شخصیت پردازی و فضاسازی قوی است و کمک می کند دوره را بهتر تصور کنی.
برای مطالعه شبانه گرفتم و بعد از یک ماه هنوز جذابیتش را حفظ کرده. جزئیات تاریخی خوب است بدون این که خسته کننده شود.
خیلی خوب بود.
دو هفته در رفت و آمد مترو می خواندم و ریتم داستان سریع است و حوصله سر نمی برد. نقطه قوتش دیالوگ ها و تصویرسازی صحنه هاست.
حدود ده روزه تمومش کردم، ارزش خرید دارد اگر رمان تاریخی دوست داری. فقط بعضی جاها اسم ها زیاد می شود و نیاز به تمرکز بیشتر دارد.
من برای آشنایی با آن دوره گرفتم و از نظر اطلاعات زمینه ای و حس و حال زمانه عالی بود. آخرش هم جمع بندی خوبی داشت و رها نمی کند.
بد نبود.
یک ماهه دارم می خونم چون آرام پیش می روم و در کل تجربه خوبی بوده. ولی وسط های داستان کمی کش می آید و سرعتش پایین می شود.
برای باشگاه کتاب خوانی انتخاب کردیم و بحث های خوبی ازش در آمد چون لایه های تاریخی و انسانی دارد. ایراد کوچکش این است که یکی دو فصل اول دیر راه می افتد.