کتاب «قلعه سفید» اثر اورهان پاموک (انتشارات ققنوس) یک رمان تاریخی و متفاوت است که هم قصه دارد و هم ذهن را درگیر می کند. داستان در قرن هفدهم می گذرد؛ جایی که یک پژوهشگر جوان ایتالیایی در مسیر سفرش اسیر می شود و سر از قسطنطنیه در می آورد. او را به خانه دانشمندی می برند که همه به او «هوجا» یعنی استاد می گویند، اما عجیب ترین بخش ماجرا این است که این استاد دقیقا شبیه خود اوست، انگار با نسخه دیگری از خودش روبه رو شده باشد.
در سال هایی که کنار هم زندگی می کنند، این جوان کم کم چیزهای علمی و فنون غربی مثل پزشکی و ابزارها و حتی نمایش های آتش بازی را به هوجا یاد می دهد، اما هوجا فقط دنبال یاد گرفتن نیست؛ او می خواهد بفهمد چرا این دو نفر این قدر شبیه هم هستند و آیا می شود با دانستن رازهای پنهان یکدیگر، جای هم زندگی کنند و هویت شان را عوض کنند یا نه. «قلعه سفید» پر از فضای رازآلود، ترس های دوره عثمانی، و کشمکش همیشگی شرق و غرب است و لایه های روانشناسانه و فلسفی اش باعث می شود بعد از تمام شدن هم در ذهن بماند.
| تعداد برگ |
232 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1985 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-964-311-165-6 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
اورهان پاموک |
| مترجم |
ارسلان فصیحی |

خیلی دوستش داشتم.
اگر مثل من از «خانه خاموش» خوشتون اومده، این یکی شاید به دلتون ننشینه. کتاب بدی نیست ولی تا آخر منتظر یک اتفاق می مونید که خیلی پررنگ نمی شه.
به خوندنش می ارزه، مخصوصا اگر با سبک پاموک آشنا باشید. من یک ماهه کم کم خوندم و بیشتر از همه نثر و فضای سرد و واقعی اش را دوست داشتم.
برای من که دنبال یک روایت آرام و فکر برانگیز بودم کاملا جواب داد. تا آخر یک جور تعلیق هست ولی قرار نیست اتفاق بزرگ بیفته، همین را باید قبل خرید بدونید.
دو هفته تو مترو می خوندم. فصل ها کوتاهه و برای مطالعه تکه تکه خوبه، نقطه قوتش حال و هوای شهری و توصیف هاست؛ ایرادش اینه که بعضی شخصیت ها عمق کافی ندارن.
بعد از خوندن چند کار دیگه از پاموک، این یکی به نظرم جمع و جورتر و کم ادعاتره. برای کسایی که داستان های درونگرا دوست دارن خوبه، ولی انتظار پیچش داستانی زیاد نداشته باشید.
سرد و کند بود برای من.
من دو شب پشت سر هم خوندم و تمامش کردم. فضاسازی و جزئیاتش عالیه و آدم را می برد تو حال و هوا، فقط بعضی جاها زیادی کش میاد.
حدود سه هفته خوندمش، برای قبل خواب گرفتم. نثرش تمیز و قابل فهمه و ترجمه روان بود، ولی ریتمش خیلی آرومه و اگر دنبال اتفاق و هیجانید ممکنه خسته بشید.