کتاب «گوشه نشین» اثر اوژن یونسکو (انتشارات ققنوس) یک رمان متفاوت و فکر برانگیز است که داستان مردی بی نام را دنبال می کند؛ کسی که با رسیدن یک ارث، از شغل تکراری و خسته کننده اش خلاص می شود، اما خیلی زود می فهمد آزادی بیرونی همیشه به معنی آرامش نیست. او کم کم از آدم ها و فضای اطرافش فاصله می گیرد و درگیر حس تنهایی، بیگانگی و سوال های بی پایان درباره زندگی و جهان می شود.
هرچه جلوتر می رویم، مرز بین واقعیت و خیال در ذهن این راوی کمرنگ تر می شود و اتفاقی مهم باعث می شود بفهمد آشفتگی دنیای بیرون، تا حد زیادی انعکاس حال بد و زخم های درونی خودش است. «گوشه نشین» با حال و هوای اگزیستانسیالیستی و فضای پر از اضطرابش، برای کسانی که از رمان های عمیق و ذهنی لذت می برند انتخاب جذابی است و خیلی ها آن را کنار آثاری مثل «بیگانه» کامو و «تهوع» سارتر قرار می دهند.
| تعداد برگ |
150 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1973 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-600278348-6 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
اوژن یونسکو |
| مترجم |
بهاره مرادی |

حدود یک هفته است می خوانمش و هر شب 20 دقیقه جلو می روم. فضای پوچ و ابسوردش واقعا درگیر کننده است و دیالوگ ها خیلی خوب می نشیند. اگر از رمان های معناگرا خوشتان می آید شاید اذیت شوید.
دو بار طی یک ماه خواندم. بار دوم خیلی بیشتر فهمیدم و لایه های طنز تلخش برام پررنگ شد. نقطه قوتش همین حس بی معنایی کنترل شده و ریتم خوب داستان است.
برای مسیر رفت و آمد مترو می خواندم و تکه تکه هم جواب می دهد. بعضی جاها عمدا گیج کننده است که برای من جذاب بود، ولی شاید همه دوست نداشته باشند.
فضاسازی و حس ابسوردش عالی است. پایانش هم تا چند روز توی ذهنم ماند.
من طرفدار ادبیات ابسورد هستم و این یکی ناامیدم نکرد. حدود سه روزه تمامش کردم و شخصیت ها با اینکه عجیب اند، باورپذیرند. فقط یکی دو فصل میانی کمی کند شد.
اگر دنبال داستان پرحادثه هستید مناسب نیست. من در طول دو هفته خواندم و بیشتر به خاطر اتمسفر و ایده ها لذت بردم تا اتفاقات.
نثر روان و تلخی اش به اندازه است. ارزش خرید دارد.
خوب بود ولی شاهکار نه.
به پیشنهاد دوستم گرفتم و توی 5 روز خواندم. نقاط قوتش ایده مرکزی و حس پوچی است که شعاری نمی شود، اما چند جا تکرار مضمون حس کردم. برای کسی که تازه می خواهد ابسورد شروع کند انتخاب بدی نیست.