کتاب «مرفی» از ساموئل بکت (انتشارات ققنوس) اولین رمان منتشر شده این نویسنده است و قصه اش بین لندن و دوبلین می گذرد؛ دور و بر سال های ابتدایی شکل گیری جمهوری ایرلند. شخصیت اصلی، مرفی، دلباخته سلیا است اما برای این که سلیا بتواند از ایرلند پیش او بیاید، باید اول و جور زندگی اش را در لندن سر و سامان بدهد. بکت با یک طنز تلخ و زیرپوستی نشان می دهد مرفی چطور برای پول درآوردن و در عین حال حفظ وقت آزادش نقشه می کشد و مدام بین خواسته هایش گیر می کند.
آخرش هم مرفی سر از یک بیمارستان روانی به نام ماگدالن در می آورد و به عنوان پرستار، وارد فضای عجیب و به هم ریخته بیماران می شود؛ جایی که مرز بین عقل و جنون هر لحظه جابه جا می شود. داستان کم کم به سمت یک رویارویی شطرنجی و سرنوشت ساز می رود و همان جاست که بکت با نگاه پوچ گرایانه اش، زندگی روزمره و معنی زندگی را زیر سوال می برد. اگر دنبال رمانی هستید که هم بامزه و طعنه دار باشد و هم ذهن تان را درگیر کند، «مرفی» انتخاب جذابی است.
| تعداد برگ |
280 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1938 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6002781970 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
ساموئل بکت |
| مترجم |
سهیل سمی |

برای من زیادی پیچیده بود.
دو روزه تمامش کردم و هنوز تو ذهنم مانده. پایان بندی و حس پوچی اش خیلی تاثیرگذار بود.
اگر دنبال داستان سر راست هستید شاید اذیت شوید. من یک هفته اول سخت جلو رفتم ولی بعدش کم کم با حال و هواش جور شدم.
من برای جلسه کتاب خوانی گروهی تهیه کردم و بحث های خوبی ازش در آمد. تصویرسازی ذهنی و طنز تلخش عالی است، فقط برای شروع ممکن است کمی گیج کننده باشد.
حدود یک ماه طول کشید تمامش کنم چون بعضی جمله ها را چند بار می خواندم. نقطه قوتش همان راوی و نگاه فلسفی است، ولی گاهی ریتم کند می شود.
کتاب سنگینی است اما جذاب.
دو بار خواندمش و بار دوم خیلی بیشتر فهمیدم چرا اینقدر مهم است. شخصیت مرفی واقعا عجیب و به یادماندنی است.
برای کسی که آثار ابزورد دوست دارد انتخاب خیلی خوبی است. من در رفت و آمد مترو می خواندم و با وجود شلوغی باز هم جذب روایت می شدم.
سه هفته است می خوانمش و هر بار چند صفحه بیشتر جلو نمی روم چون نیاز به دقت دارد. نثر بکت خیلی غنی است و فضای ابزوردش واقعا آدم را درگیر می کند.