کتاب «آن مادران این دختران» از بلقیس سلیمانی (انتشارات ققنوس) یک اثر داستانی از نویسنده ای است که هم در داستان نویسی فعال بوده و هم نگاه منتقدانه و پژوهشی داشته. سلیمانی که فلسفه خوانده، سال ها در مطبوعات مقاله نوشته و بعضی از داستان هایش هم به زبان های انگلیسی، ایتالیایی و عربی ترجمه شده اند. از کارهای شناخته شده اش می شود به «بازی آخر بانو»، «خاله بازی» و «بازی عروس و داماد» اشاره کرد؛ آثاری که چندین بار چاپ شده اند و حتی «بازی آخر بانو» جایزه مهرگان را هم گرفته است.
فضای داستان های سلیمانی معمولا دور و بر زندگی آدم ها در موقعیت های حساس می چرخد؛ جاهایی که انتخاب، آزادی، ترس، مرگ یا حتی خشونت تصمیم ها را سنگین تر می کند. او در خیلی از روایت هایش نقش زن ها را جدی و محوری می بیند و از دل اتفاق های اجتماعی و سیاسی، لایه های پنهان روابط و قدرت را نشان می دهد. اگر دنبال داستانی هستید که هم قصه داشته باشد و هم پشت قصه حرف و نگاه اجتماعی و روانی پیدا کنید، این کتاب می تواند انتخاب جذابی باشد.
| تعداد برگ |
232 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
2018 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6002783844 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
بلقیس سلیمانی |

این کتاب را توی ۵ روز تمام کردم. شروع رفت و برگشتی گذشته و حال خیلی جذبم کرد و پایانش واقعا شوکه ام کرد، طوری که چند دقیقه کتاب توی دستم ماند. اگر دنبال داستان درباره شکاف نسل ها و رابطه مادر دختری هستید گزینه خوبی است.
پایانش عالی بود. همون چیزی که انتظار نداشتم.
برای من که روزی نیم ساعت قبل خواب می خواندم، تا فصل ۴ خیلی روان و درگیر کننده بود. از فصل ۵ به بعد ریتم کند شد و بعضی بخش ها کش دار بود، ولی پایان قوی جبران کرد و ارزش ادامه دادن داشت.
داستان ثریا و آنا را ۲ هفته ای خواندم. پرداخت شخصیت ها خوب بود و تضاد فرهنگ و آرزوها بین مادر و دختر واقعی حس می شد، فقط میانه های کتاب کمی تکرار داشت.
من معمولا با روایت های رفت و برگشتی مشکل دارم ولی این یکی را خوب جمع کرد. فضای تهران و سختی های ثریا قابل لمس بود و پایانش طوری بود که واقعا حرص خوردم از یکی از شخصیت ها!
کتاب را توی رفت و آمد مترو می خواندم حدود ۱۰ روز. نقطه قوتش موضوع شکاف نسل ها و تصمیم های اخلاقی شخصیت هاست، اما چند فصل وسطی کمی خسته کننده شد و مجبور شدم با فاصله ادامه بدهم.
اگر دنبال ریتم تند هستید شاید از فصل ۵ به بعد اذیت شوید. ولی اگر صبور باشید، پایان غافلگیر کننده و منطقی است و کلیت داستان درباره مادر دختری بودن را خوب در می آورد.
یک هفته طول کشید بخوانمش و آخرش واقعا من را میخکوب کرد. بخش های میانی کمی کند بود ولی تم مرگ، طلاق و تنهایی زن ها خوب پرداخت شده بود.
وسط های کتاب افت داشت و چند جا حس کردم اضافه نویسی شده. با این حال پایانش آن قدر خوب بود که نظرم را مثبت کرد و برای کسی که داستان خانوادگی دوست دارد پیشنهاد می کنم.
منصفانه بگم: عالی شروع میشه، کند میشه، عالی تموم میشه.