کتاب «و کوهستان به طنین آمد» اثر خالد حسینی یک رمان پر احساس و درگیر کننده است که از همان اول شما را می برد وسط قصه ی خانواده ها؛ رابطه ی پدر و مادرها با بچه ها، پیوند خواهر و برادرها، و تصمیم هایی که گاهی از سر عشق گرفته می شوند و گاهی از سر اجبار. داستان طوری پیش می رود که مدام با خودتان فکر می کنید چطور نزدیک ترین آدم ها می توانند هم تکیه گاه باشند و هم باعث زخم های عمیق.
حسینی روایت را فقط به یک جا محدود نمی کند و همراه شخصیت ها از کابل تا پاریس و سان فرانسیسکو و حتی جزیره ی تینوس می روید. هر بخش از زندگی آن ها پر از انتخاب های سخت، عشق های پیچیده و اتفاق هایی است که مسیر آدم ها را عوض می کند. نتیجه اش یک داستان گسترده و انسانی است که آرام پیش می رود اما تاثیرش تا مدت ها توی ذهن می ماند.
| تعداد برگ |
489 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
2012 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786002780850 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
خالد حسینی |
| مترجم |
نسترن ظهیری |

در حد بادبادک باز نبود ولی همچنان خواندنی است.
به نظرم برای کسی که تازه می خواهد خالد حسینی بخواند بهترین شروع نیست. ولی اگر رمان احساسی و اپیزودیک دوست دارید، تجربه خوبی می شود؛ فقط بعضی مهمانی ها و جزئیاتش طولانی شده بود.
دو روزه تمامش کردم و اشکم را درآورد. قوت اصلی کتاب همین حس انسانی و تصویر رنج مردم است، پایانش برای من قابل قبول بود.
خیلی دوستش داشتم.
شروعش فوق العاده است و قصه ها خوب به هم وصل می شوند. اما حس کردم چند خط داستانی مثل معصومه کامل پرداخته نشد.
یک هفته با مترو رفت و آمد می کردم و هر روز 30 دقیقه می خواندم، روایت تکه تکه اش برای این مدل خواندن عالی بود. شخصیت نیلا و رابطه عبدالله و پروانه خیلی ماندگار شد.
اگر بادبادک باز را دوست داشتید این هم می تواند حالتان را خوب کند. من با ترجمه غبرایی خواندم و روان بود، فقط بعضی جاها توضیح های سیاسی خیلی مستقیم به متن چسبیده بود.
سه شب پشت سر هم خواندم و تمامش کردم. فضای افغانستان و پیوند فصل ها خیلی خوب در آمده بود، فقط تعداد شخصیت های فرعی زیاد بود و گاهی گیج می کرد.
برای اولین کتاب از خالد حسینی سراغش رفتم و از همان قصه بابا ایوب جذب شدم. تو رفت و برگشت های زمانی اولش عالی بود، ولی از نیمه به بعد کمی کش دار شد؛ در کل ارزش خرید دارد.