کتاب «و کوهستان به طنین آمد» اثر خالد حسینی یک رمان پر احساس و درگیر کننده است که از همان اول شما را می برد وسط قصه ی خانواده ها؛ رابطه ی پدر و مادرها با بچه ها، پیوند خواهر و برادرها، و تصمیم هایی که گاهی از سر عشق گرفته می شوند و گاهی از سر اجبار. داستان طوری پیش می رود که مدام با خودتان فکر می کنید چطور نزدیک ترین آدم ها می توانند هم تکیه گاه باشند و هم باعث زخم های عمیق.
حسینی روایت را فقط به یک جا محدود نمی کند و همراه شخصیت ها از کابل تا پاریس و سان فرانسیسکو و حتی جزیره ی تینوس می روید. هر بخش از زندگی آن ها پر از انتخاب های سخت، عشق های پیچیده و اتفاق هایی است که مسیر آدم ها را عوض می کند. نتیجه اش یک داستان گسترده و انسانی است که آرام پیش می رود اما تاثیرش تا مدت ها توی ذهن می ماند.
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.
در حد بادبادک باز نبود ولی همچنان خواندنی است.
به نظرم برای کسی که تازه می خواهد خالد حسینی بخواند بهترین شروع نیست. ولی اگر رمان احساسی و اپیزودیک دوست دارید، تجربه خوبی می شود؛ فقط بعضی مهمانی ها و جزئیاتش طولانی شده بود.
دو روزه تمامش کردم و اشکم را درآورد. قوت اصلی کتاب همین حس انسانی و تصویر رنج مردم است، پایانش برای من قابل قبول بود.
خیلی دوستش داشتم.
شروعش فوق العاده است و قصه ها خوب به هم وصل می شوند. اما حس کردم چند خط داستانی مثل معصومه کامل پرداخته نشد.
یک هفته با مترو رفت و آمد می کردم و هر روز 30 دقیقه می خواندم، روایت تکه تکه اش برای این مدل خواندن عالی بود. شخصیت نیلا و رابطه عبدالله و پروانه خیلی ماندگار شد.
سه شب پشت سر هم خواندم و تمامش کردم. فضای افغانستان و پیوند فصل ها خیلی خوب در آمده بود، فقط تعداد شخصیت های فرعی زیاد بود و گاهی گیج می کرد.
برای اولین کتاب از خالد حسینی سراغش رفتم و از همان قصه بابا ایوب جذب شدم. تو رفت و برگشت های زمانی اولش عالی بود، ولی از نیمه به بعد کمی کش دار شد؛ در کل ارزش خرید دارد.