کتاب «بانو آمالیا» از الزا مورانته (نشر ققنوس) یک مجموعه جمع و جور اما پر حس و حال است که سه داستان کوتاه را کنار هم می آورد: «بانو آمالیا»، «مادربزرگ» و «بازی پنهان». مورانته در این داستان ها خیلی نرم و شاعرانه مرز بین واقعیت و خیال را به هم نزدیک می کند؛ انگار آدم وسط یک زندگی معمولی راه می رود اما هر لحظه ممکن است چیزی از جنس رویا یا خاطره از راه برسد. شخصیت های کتاب هم کاملا ملموس اند، ولی همیشه یک لایه پنهان از احساس و فکر پشت رفتارشان هست که داستان را ماندگار می کند.
در داستان «بانو آمالیا» با زنی رو به رو می شویم که با وجود سن و سالش هنوز دنیا را با چشم های پر تعجب و کودکانه نگاه می کند و همین نگاهش او را از بی روح شدن روزمرگی نجات می دهد. «مادربزرگ» سراغ تنهایی و کم رنگ شدن جایگاه یک زن سالخورده در خانواده می رود و آرام آرام تلخی این بیرون ماندن را نشان می دهد. «بازی پنهان» هم از دنیای کودکی شروع می شود، اما کم کم می فهمیم خیال و بازی می تواند مرزهای ترسناک و ناشناخته ای هم داشته باشد. اگر داستان کوتاه اروپایی با فضای نوستالژیک، نثر شاعرانه و عمق روانشناختی دوست دارید، «بانو آمالیا» انتخاب خیلی خوبی است.
| تعداد برگ |
72 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1397 |
| سال انتشار میلادی |
2004 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6002784322 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده |
الزا مورانته |
| مترجم |
صنم غیائی |

نظرات