کتاب «عاطفه» از رونالد دسوزا یک نگاه تازه و حسابی فکرشده به احساسات دارد و از همان اول سعی می کند این تصور رایج را کنار بزند که «عقل» یک طرف است و «احساس» یک طرف دیگر. دسوزا توضیح می دهد احساسات فقط واکنش های بی منطق و لحظه ای نیستند؛ خیلی وقت ها مثل یک قطب نما عمل می کنند و به ما نشان می دهند چه چیزی برایمان مهم است، چه می خواهیم و چرا بعضی تصمیم ها را درست یا غلط حس می کنیم. به زبان ساده، او می گوید عاطفه می تواند به فکر کردن جهت بدهد و حتی تصمیم گیری های روزمره و انتخاب های جدی زندگی را معنادارتر کند.
یکی از ایده های جالب کتاب، بحث «سناریوهای پارادایم» است؛ یعنی الگوها و موقعیت هایی که ما از فرهنگ و جامعه یاد می گیریم و همان ها مشخص می کنند در چه موقعیتی چه احساسی نشان بدهیم. نویسنده با ترکیب فلسفه، روانشناسی و کمی هم نگاه علوم شناختی نشان می دهد احساسات هم ریشه زیستی دارند و هم زیر تاثیر تجربه های اجتماعی شکل می گیرند. نتیجه اش این است که عاطفه می تواند در کنار عقل بنشیند، به قضاوت اخلاقی کمک کند و حتی در حل مسئله های پیچیده راهنمای خوبی باشد. نثر کتاب هم روشن و دقیق است و با مثال های قابل لمس، بحث های جدی را خواندنی تر می کند.
| تعداد برگ |
119 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1396 |
| سال انتشار میلادی |
2013 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6002783547 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده |
رونالد دسوزا |
| مترجم |
مهدی غفوریان |

نظرات