«طوفان دریا» از جوزف کنراد یک داستان دریایی پرکشش است که رویارویی آدم ها با طبیعت وحشی را خیلی ملموس نشان می دهد. ماجرا روی یک کشتی بخاری به اسم نان شان می گذرد که در دریای چین جنوبی حرکت می کند و کاپیتانش مک ویر است؛ مردی خشک و خیلی اهل وظیفه که بیشتر از هر چیز به انجام کار درست باور دارد و زیاد با خیال پردازی و هشدارهای مبهم کنار نمی آید.
وسط سفر یک طوفان سهمگین سر راه کشتی سبز می شود. افسر اول پیشنهاد می دهد مسیر را عوض کنند تا از خطر دور بمانند، اما مک ویر ترجیح می دهد مستقیم از دل طوفان رد شود و مسئولیت تصمیمش را هم تمام و کمال می پذیرد. از طرف دیگر، صدها کارگر چینی هم داخل کشتی هستند که پس اندازشان را به شکل سکه های نقره همراه دارند و وقتی طوفان همه چیز را به هم می ریزد، زیر عرشه دعوا و آشوب بالا می گیرد. مک ویر برای جمع کردن اوضاع یک راه حل ساده و منصفانه می گذارد و داستان دقیقا همین جا جذاب تر می شود؛ جایی که کنراد شجاعت، رهبری و عدالت را نه با شعار، بلکه با عمل و تصمیم های سخت نشان می دهد.
| تعداد برگ |
120 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1395 |
| سال انتشار میلادی |
1902 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786002780331 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
جوزف کنراد |
| مترجم |
سهیل سمی |

نظرات