| تعداد برگ |
832 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1936 |
| نوع جلد |
زرکوب |
| شابک |
978-6223320705 |
| قطع |
جیبی |
| نویسنده |
مارگارت میچل |
| مترجم |
شهرزاد لولاچی |

هنوز هم یکی از بهترین هاست.
برای هدیه گرفتم و خودم هم چند فصلش را خواندم؛ روایت پرکشش است و به درد کسی می خورد که رمان بلند دوست دارد. اگر حوصله داستان طولانی ندارید شاید بهتر باشد سراغ گزینه کوتاه تر بروید.
ترجمه کیومرث پارسای را با یک ترجمه دیگر مقایسه کردم و این یکی خواناتر بود؛ حدود یک ماه زمان برد تا تمامش کنم. فقط قیمت بعضی چاپ ها نسبت به کیفیت چاپ واقعا بالاست و بهتره قبل خرید موجودی و ناشر را چک کنید.
اگر دنبال شخصیت های خاکستری و واقعی هستید این کتاب عالیه؛ من بعد از دیدن فیلم رفتم سراغ کتاب و تازه فهمیدم چقدر جزئیات بیشتری دارد. با این حال بعضی بخش ها توصیف اضافه داشت و سرعت را کم می کرد.
داستان جذابه ولی برای من کشدار بود.
دو جلدی نشر علمی و فرهنگی با ترجمه شهباز را از کتابخانه گرفتم و سه هفته ای خواندم؛ دیالوگ ها طبیعی بود و حس زمانه را خوب منتقل می کرد. چند جا واژه های قدیمی داشت که البته زیرنویس کمک می کرد.
برای من بیشتر از یک رمان عاشقانه بود؛ فضای جنگ و تغییرات اجتماعی را خوب نشان می دهد و آدم با تارا زندگی می کند. ولی پایان بندی کمی مبهم بود و دلم یک جمع بندی روشن تر می خواست.
من بدرقه جاویدان ترجمه سوسن اردکانی را خواندم؛ هم کاغذ و جلد خوب بود هم قلم مترجم روان. اگر دنبال نسخه کم سانسورتر هستید به نظرم گزینه قابل بررسی است.
نسخه نشر افق را برای سفر خریدم و توی یک ماه تمامش کردم؛ متن کامل بود و شخصیت پردازی اسکارلت و رت عالی از آب درآمده. فقط فونت چاپی که به دست من رسید کمی ریز بود و چشم را خسته می کرد.
ترجمه حسن شهباز (نشر نگاه) رو گرفتم و حدود دو هفته هر شب می خواندمش؛ روان و یکدست بود و داستان واقعا آدم را می کشد جلو. تنها ایراد برای من طولانی شدن بعضی توصیف ها در میانه های کتاب بود.