| تعداد برگ |
187 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2015 |
| نوع جلد |
شومیز , جلد سخت |
| شابک |
978-600-8111-48-1 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
کاترین اپلگیت |
| مترجم |
آناهیتا حضرتی کیاوندانی |

قشنگ بود و زود تموم می شه.
من برای بلندخوانی قبل خواب استفاده کردم و هر شب یک فصل می رفتیم جلو. جمله ها و دیالوگ ها قشنگ بود و بچه ها راحت باهاش ارتباط گرفتند.
بد نبود ولی اون قدر که تعریف شنیده بودم غافلگیر نشدم. اگر دنبال فانتزی پر اتفاقید شاید معمولی به نظر بیاد، ولی برای داستان های احساسی ارزش یک بار خوندن رو داره.
نقطه قوتش حس و حال درام و امیدواریشه، مخصوصا بخش های مربوط به خانواده. فقط دوست داشتم کرانشا حضور پررنگ تری داشته باشه.
برای نوجوان ها عالیه و بزرگسال هم می تونه لذت ببره. من بیشتر از رابطه جکسون و کرانشا خوشم اومد تا کل خط داستان.
ترجمه ای که من داشتم بعضی جاها خیلی روون نبود و کمی از ریتم می افتاد. با این حال ایده دوست خیالی و لحظه های آخر کتاب واقعا به دلم نشست.
من توی رفت و آمد مترو روزی ۲۰ دقیقه می خوندم و یک هفته ای تموم شد. داستان ساده است ولی پیامش درباره کنار اومدن با واقعیت و دوست خیالی تاثیرگذار بود.
روان و دوست داشتنی بود.
دو بار خوندمش، بار دوم بیشتر با موضوع کنار اومدم. برای کسی که می خواهد بفهمه کتاب های درام نوجوان رو دوست داره یا نه گزینه خوبیه.
من نسخه نشر پرتقال رو برای پسرم گرفتم و توی ۴ شب تمومش کرد. فضای احساسی و فانتزی قشنگی داشت و دیالوگ ها به نظرم نقطه قوت اصلی کتاب بود.