«گربه های کپنهاگ» از جیمز جویس یک قصه کوتاه و بامزه است که اولش اصلا برای چاپ نوشته نشده بود. جویس این داستان را سال ۱۹۳۶ مثل یک نامه برای نوه اش نوشت؛ وقتی در دانمارک بود و می خواست با یک هدیه خیالی و شیطنت آمیز حال نوه اش را خوب کند. متنش کوتاه است، اما درست مثل قصه های کودکانه، تصویرسازی دارد و خیلی راحت آدم را می برد وسط یک شهر عجیب و دوست داشتنی.
راوی به بچه می گوید در کپنهاگ هیچ گربه ای پیدا نمی شود، چون همه چیز آن قدر منظم و کنترل شده است که جایی برای بازیگوشی نمی ماند. همین ایده ساده کم کم تبدیل می شود به یک نگاه کنایه آمیز به شهری که ظاهر آرام و مرتب دارد، اما تهش محدودیت و قانون زیاد حس می شود. برای بچه ها یک داستان فانتزی و سرگرم کننده است و برای بزرگ ترها هم لایه های طنز و نقد اجتماعی دارد؛ یعنی هم ساده خوانده می شود و هم می شود بیشتر به معنی اش فکر کرد.
| تعداد برگ |
24 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1936 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222741716 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات