کتاب ما دروغگو بودیم اثر امیلی لاکهارت (انتشارات میلکان) یک رمان معمایی و عاشقانه است که از زبان کادنس سینکلر روایت می شود؛ دختری از یک خانواده ثروتمند که هر تابستان به جزیره خصوصی پدربزرگ و مادربزرگش می روند. جزیره چند خانه دارد و کادنس همیشه کنار گروه صمیمی اش وقت می گذراند، مخصوصا کنار پسری به نام گت که کم کم پای عشق را هم به داستان باز می کند.
اما همه چیز در تابستان پانزدهم به هم می ریزد. کادنس با حال بد و آسیب های جدی نزدیک ساحل پیدا می شود و بعد از آن میگرن های شدید می گیرد و حافظه اش هم از اتفاقات اصلی آن تابستان پاک می شود. خانواده اش هم انگار چیزی را پنهان می کنند و هیچ کس حاضر نیست درست و حسابی توضیح بدهد چه شده. کادنس مجبور می شود تکه های حقیقت را خودش جمع کند تا بفهمد پشت آن تابستان و آن راز بزرگ دقیقا چه خبر بوده است.
| تعداد برگ |
200 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2014 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-600-7443-24-8 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
امیلی لاکهارت |
| مترجم |
کاوان بشیری |

پایانش هنوز تو ذهنمه.
من شب ها قبل خواب هر بار 20 صفحه می خوندم و راحت کنار گذاشتنی نبود. فقط اوایلش کمی کند شروع میشه ولی بعدش جبران می کنه.
اولین رمانی بود که بعد مدت ها تونستم بدون وقفه بخونم. اگر دنبال داستان معمایی احساسی با پایان تکان دهنده هستید ارزشش را دارد.
کتاب بدی نبود ولی برای من زیادی هایپ شده بود. شخصیت ها آن قدر عمیق نبودند و چند جا منطق اتفاق ها به دلم ننشست.
من نسخه چاپی رو توی تعطیلات دو روزه خوندم و واقعا گریه ام گرفت. نقطه قوتش فضاسازی و پلات توییست آخره، ایراد کوچیکش اینه بعضی توصیف ها تکراری میشن.
خیلی روان و سریع جلو میره و آدم را مجبور می کنه ادامه بده.
پایانش شوکه کننده بود و تم دوست داشتن و عذاب وجدان خوب منتقل شده بود. ولی از نیمه دوم تقریبا حدس زدم قراره چی بشه.
برای کسی که تازه می خواهد جدی کتاب بخونه گزینه خوبیه. من توی مسیر رفت و آمد مترو می خوندم و کشش داستان باعث شد زود تمومش کنم.
سه شب پشت سر هم خوندمش و آخرش واقعا تا نیمه شب تو فکر بودم. تعلیق و فضای جزیره خیلی خوب دراومده، فقط ترجمه بعضی جمله ها نیاز به دوباره خوانی داشت.