راوی تمام خانه را زیر و رو می کند تا چیزی پیدا کند که با هر نگاه، یاد شبیر را برایش زنده کند؛ اما انگار هیچ چیز آن طور که باید جایش را پر نمی کند. میان این بی قراری، فکرش می رود سمت تنها چیزی که می تواند رد خاطره را نگه دارد: رسول.
ولی درست همان لحظه که دلش می خواهد به این تکیه گاه بچسبد، ترس و درد مثل موج می ریزد روی سرش. دست هایش را روی دهان بچه اش می گذارد تا صدای گریه بیرون نرود، اما بغضی که توی سینه مانده، هی سنگین تر می شود. «وقتی حیات خواب بود» روایت تلخ و انسانی یک دلواپسی مدام است؛ قصه ای که آرام آرام خواننده را با خودش می برد.
| تعداد برگ |
128 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6000352820 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات