الری کوئین روی سکوی ایستگاه رایتسویل ایستاده و زیر بار چمدان ها و خرت و پرت های بدرنگش، با خودش خیال پردازی می کند که یک روز «دریاسالار کولامبوس» می شود. همان جا دو تا پسر بچه با بالاپوش های کهنه روی یک کامیون قراضه نشسته اند، پاهای خاکی شان را تاب می دهند و بی حرف به او زل زده اند. فضای ایستگاه و اطرافش هم خیلی دلگیر و به هم ریخته است؛ از سنگ فرش های کثیف گرفته تا بوی شهر کوچکی که انگار چیزی توی دلش قایم کرده.
سمت شهر، خانه های دوطبقه کج و کوله و مغازه های محقر با کرکره های شکسته ردیف شده اند و بینشان ساختمان هایی دیده می شود که از بقیه سرترند و کنجکاوی را قلقلک می دهند. آن طرف تر هم گاراژ، یک واگن از رده خارج با اسم رستوران فیل و یک آهنگری با تابلوی نئون به چشم می خورد، اما پشت همه این ها یک منظره سبز و آرام هست که تضادش با حال و هوای شهر بیشتر به چشم می آید. «شهر مصیبت» از همین ورود ساده شروع می کند و کم کم تو را می کشاند وسط یک ماجرای پر رمز و راز.
| تعداد برگ |
422 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1393 |
| سال انتشار میلادی |
1942 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786002910882 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات